صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 26 دي 1392 تعداد بازديد: 1099 
تثبيت ارزش ها و تکميل اخلاق شاه بيت مهندسي فرهنگي پيامبر (ص) بود
  

پيامبر (ص) به رغم آنکه بنيانگذار فرهنگي ديني بود، اما بخش هايي از فرهنگ صحيح و شايسته جاهليت را که قابليت پذيرش داشت را لباس ديني پوشاند و در يک کلام فرمودند من آمدم تا اخلاق را تکميل کنم.



"پيامبر (ص) بخش هايي از اخلاق و آداب ناشي از اخلاق درست آن جامعه را نفي نکرده و کنار نگذاشتند، بلکه به نوعي آنها را تقويت و تثبيت کرده و در ساختار فرهنگي ديني بخشي را ادراک و گنجاندند و جاي دادند و با اين رفتار خود قلم قرمز بر همه ارزش هاي آن جامعه نکشيدند بلکه با نگاهي انساني و اخلاقي بر توسعه و تکميل آن اقدام کردند. اين موضوع مي توانست رابطه بهتري ميان دو جامعه (جاهلي و ديني) برقرار کرده و اين موفقيتي براي دين باشد." اين جملات بخشي از سخنان حجت الاسلام احمد مبلغي، رييس دانشگاه مذاهب اسلامي است که با ما در ميان گذاشته است؛ و مشروح آن از نظرتان مي گذرد:

 

ساختارسازي فرهنگي که پيامبر (ص) در مواجهه با جامعه جاهليت در پيش گرفتند به چه صورت بود؟ به عبارت ديگر آن حضرت چگونه مولفه هاي فرهنگ ديني را در برخورد با فرهنگ غالب و غلط آن روزگار در جامعه پياده کردند؟
فرهنگ به معناي مجموعه از ارزش ها است که ماهيت اجتماعي دارد و با استقرار آن در اجتماع، جامعه در مسير خاصي با اهداف خاصي و با آداب و رسومي ويژه، تحول پيدا مي کند. اما يکي از محورهاي فعاليت پيامبر (ص) که آن را ايجاد و پيگيري کرد، فرهنگ بود و بايد ديد آن حضرت (ص) در واجهه با فرهنگ جاهلي چطور فرهنگ ديني را جايگزين کرد.
بايد دانست که اصولا هيچ گاه تباين ميان دو فرهنگ به صورت مطلق و جدايي صد در صد نيست و دو فرهنگ متفاوت اين طور نيست که کاملا يکديگر را نفي کرده و در تضاد با هم باشند بلکه قطعا مشترکاتي ميان آنها نيز يافت مي شود. بنابراين حتي در دوره جاهليت نيز ما شاهد ارزش هاي انساني هستيم.
 

مثلا چه ارزش هايي در دوران جاهليت بر جامعه عرب حاکم بود؟
به طور مثال در آن دوران آداب و رسومي وجود داشت که مي توانست از جامعه صيانت کند و اين به صورت فرهنگ در آمده بود و پيامبر (ص) نسبت به برخي از آنها اظهار خرسندي مي کرد؛ يا آدابي براي کنترل اختلاف ميان اقوام و توافق هايي در اين زمينه وجود داشت که همه اين موارد ارزش هاي آن جامعه محسوب مي شد و حتي عليرغم جاهلي بودن جامعه آن روزگار، حرکت هاي البته نه چندان پررنگ و قوي بلکه سطحي نسبت به اخلاق وجود داشت که ارزش تلقي مي شد. براي نمونه پيامبر (ص) در دوران جواني از سوي اعراب لقب "محمد امين" گرفته بود و اين نشان مي داد اخلاق براي اعراب نيز اهميت داشت و جزو فرهنگ آنها شمرده مي شد اما فرهنگ غالب آن روزگار نبود. البته جاهلي بودن اعراب تنها به دليل مسائل فرهنگي نبود.
 

چه مسائل ديگري در ميان بود که اين جامعه را به جاهليت منسوب مي کرد؟
ببينيد در اين دوره به علم و آگاهي توجهي نمي شد و فقدان دانش و دانش ورزي احساس مي شد از سوي ديگر پيشرفت و تمدن ميان اعراب جاهلي وجود نداشت و انسجام اجتماعي تحت نظر دولتي نبود؛ بخشي از اين عوامل (جاهلي بودن جامعه) به اين بازمي گشت که بت پرستي در سرزميني رسوخ کرده بود که خاستگاه توحيد بود اما با اين وجود نبايد تصور کرد که تمام آداب و رسوم آنها غلط و نادرست بود.
 

برگرديم به سوال نخست؛ با اين توصيف که شما از جامعه جاهلي داشتيد و به ويژه اينکه علم و تمدن در ميان اعراب جلوه کمتري داشت و اين موضوع دشواري کار پيامبر (ص) را دو چندان مي کرد، چگونه ايشان ساختار اين جامعه را تغيير دادند و در واقع چه ساز و کارهاي فرهنگي در اين امر خطير و مهم در پيش گرفتند؟
اولا که پيامبر (ص) بخش هايي از اخلاق و آداب ناشي از اخلاق درست آن جامعه را نفي نکرده و کنار نگذاشتند، بلکه به نوعي آنها را تقويت و تثبيت کرده و در ساختار فرهنگي ديني بخشي را ادراک و گنجاندند و جاي دادند و با اين رفتار خود قلم قرمز بر همه ارزش هاي آن جامعه نکشيدند بلکه با نگاهي انساني و اخلاقي بر توسعه و تکميل آن اقدام کردند. اين موضوع مي توانست رابطه بهتري ميان دو جامعه (جاهلي و ديني) برقرار کرده و اين موفقيتي براي دين باشد.
اصولا پيامبر (ص) به رغم آنکه بنيانگذار فرهنگي ديني بود، اما بخش هايي از فرهنگ صحيح و شايسته جاهليت را که قابليت پذيرش داشت را لباس ديني پوشاند و در يک کلام فرمودند من آمدم تا اخلاق را تکميل کنم.
اين جمله نشان مي دهد نوعي اخلاق درست و صحيح نيز در آن روزگار بود که مي توانست تکميل شود يا اگر اين را ناظر بر جامعه جاهلي به تنهايي ندانيم، و بگوييم اين جمله نسبت به کل بشر است، بالاخره اين تکميل شدن، جامعه جاهلي را نيز دربر مي گيرد.
از سوي ديگر مردم آن دوره به خوبي شاهد حضور پاره اي از نمادهاي جامعه پيشين در ساختارهاي جديد فرهنگي بودند و اين اتفاق خوبي بود. همچنين پيامبر (ص) در تزريق بخش هاي فرهنگي تکميلي و تعميقي نسبت به آن جامعه، از اصل تدريج استفاده کرد چرا که فرهنگ چيزي نيست که با دستور يا به يکباره بر جامعه تحميل شود بلکه بايد به تدريج در لايه هاي جامعه تزريق شده تا جايي که عموم مردم خود نسبت به اجراي آن اقدام و قيام کنند بنابراين پايه هاي فرهنگ بر وجدان عمومي جمعي استوار است و تدريجي الحصول است و اگر غير اين باشد مردم نسبت به آن واکنشي منفي خواهند داشت.
در اين راستا فرهنگ بايد از نقطه اي آغاز تا مقدمات استقرار آن در جامعه ايجاد و در جايگاه وجدان عمومي قرار گرفته و جامعه آن را ارزش بداند و اگر ارزش نشده باشد، پذيرش نخواهد داشت. لذا پيامبر (ص) در تکميل و تزريق آن به جامعه تدريجي عمل کردند و ايشان جامعه آن روز را به خوبي مي شناختند و با روال هاي حاکم بر آن آشنا بود و متناسب با اين موارد آن سير تدريجي را در پيش گرفت.
 

چه مولفه هاي ديگري پيامبر اسلام (ص) براي جايگزيني فرهنگ ديني به جاي فرهنگ جاهلي در پيش گرفتند؟
آن حضرت (ص) فرهنگ تعميقي دين را نسبت به جامعه با شعار اخلاق در پيش گرفتند؛ اصولا اخلاق از جاذبه خاصي ميان مردم برخوردار است و اين عنصر مثبت، فصل زيبايي از زندگي و رفتار انسان است و آنچنان براي انسان ها مهم است که به محض وقوع به سوي آن به صورت اجتماعي گرايش پيدا مي کنند. دين پيامبر (ص) نيز چهره و محتوايي اخلاقي داشت لذا جامعه آن روز را درنورديد و فراتر از اين پا گذاشت و حصول ايمان را منوط به اخلاق دانستند و فرمودند: افضل شما از حيث ايمان، احسن شما است از حيث اخلاق.
بنابراين اخلاق در سيره ايشان تنها رابطه اي اجتماعي با فرهنگ جامعه برقرار نمي کرد بلکه با رابطه با خدا، ارتباط اساسي و ماهوي پيدا کرده بود منتها اخلاق اجتماعي نه صرفا فردي. بر اين اساس بخش هايي از عناصر فرهنگي جاهلي در ساختار جديد فرهنگي توسط پيامبر (ص) قرار داده شد و البته اخلاق کانوني ترين نقطه و خاستگاه فرهنگ ديني شد.




      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر