صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 16 آذر 1392 تعداد بازديد: 1220 
نقش حضرت زينب در احياي تشيع
  

حضرت آيت الله مظاهري در سخناني به تبيين شخصيت حضرت زينب(س) پرداخت و مسائلي همچون صبر، وفاداري، عبادت و راز و نياز خالصانه، مديريت تبليغ فرهنگ عاشورا و وظيفه شناسي را از مؤلفه هاي شخصيتي آن حضرت برشمرد.



حضرت آيت الله حسين مظاهري، رييس حوزه هاي علميه اصفهان، در جلسه اخلاق خود که امشب در مسجد حکيم برگزار شد، با بيان اين مطلب که امام حسين(ع) براي احياي اسلام و تشيع قيام کردند، گفت: طبق گواهي تاريخ، پس از شهادت ايشان، طولي نکشيد که ريشه بني‌اميّه خشکيد و اسلام عزيز باقي ماند و از اين جهت، ترديدي وجود ندارد که بقاي اسلام و احياي تشيع مرهون شهادت امام حسين(ع) است.

 

وي در ادامه تصريح کرد: بايد توجه داشت که پس از شهادت امام حسين(ع)، نوبت به امام سجّاد(ع)، حضرت زينب(س) و اهل بيت امام رسيد که با اسارت خود،‌ موج شهادت و وقايع جانسوز کربلا را سراسري کنند و در واقع، اگر قضيه اسارت رخ نمي‌داد، موج کربلا در جهان منتشر نمي‌شد.

 

رييس حوزه هاي علميه اصفهان اظهار داشت: پس از اسارت نيز موج شهادت، با عزاداري عالم‌گير شد و در واقع، حرکت حسيني، ابتدا با اسارت و سپس با عزاداري شيعيان، جاودان و سراسري ‌شد و هميشه باقي خواهد ماند و از اين رو مي‌توان گفت: شهادت، اسارت و عزاداري در يک راستا هستند.

 

حضرت زينب (س)، قافله سالار اسراي کربلا

حضرت آيت الله مظاهري تأکيد کرد: حضرت زينب(س)، با تلاش و فداکاري فراوان، سفر اسارت را بسيار خوب اداره کرده، به ثمر رسانيدند و از اين جهت، تشيّع، مرهون زحمات آن بانوي بزرگوار است.

 

وي در ادامه يادآور شد: البته در اين ميان نبايد از نقش اساسي امام سجّاد (ع)، در بقاي تشيّع غافل شد؛ چراکه آن حضرت در مدّت سي ‌و چهار سال بعد از شهادت امام حسين(ع)، براي احيا و پرورش حرکت حسيني تلاش کردند و در آن دوران، تشيّع را در بين مردم جا انداختند و باعث شدند که شجرۀ طيبۀ قرآن، به بار بنشيند. امّا در روز عاشورا مصلحت تشيّع در بيماري امام سجاد(ع) بود؛ زيرا بيماري، مانع شهادت ايشان و عامل باقي ماندن امامت شد.

 

استاد اخلاق حوزه علميه اصفهان، افزود: به هر حال، حضرت زينب(س) در دوران اسارت، قافله سالار کاروان اسرا بودند و زير نظر ولايت امام سجاد(ع)، اهداف اسارت را دنبال کردند. در حقيقت، اگر زينب نبود، نتايج متعالي از اسارت به دست نمي‌آمد و اهداف اصلي قيام امام حسين(ع) محقق نمي‌شد.

 

شايستگي حضرت زينب (س) براي به ثمر نشاندن قيام عاشورا

رييس حوزه هاي علميه اصفهان اظهار داشت: قافله سالاري کاروان اهل بيت(ع) و به ثمر نشاندن خون شهداي مظلوم کربلا، لياقت خاصي مي‌طلبيد که حضرت زينب (س) از آن لياقت برخوردار بود و در حقيقت، حضرت زينب براي پيروزي در وظيفۀ خطير و عظيمي که بر عهده داشت و نيز براي نتيجه گيري از شهادت و اسارت، نيازمند برخورداري از فضائل نيکوي اخلاقي و صفات حسنه اخلاقي بود.

 

وي در ادامه تصريح کرد: قافله سالار اسراي کربلا بايد به صفاتي همچون صبر، گذشت، وفا، اخلاص، ايثار و از جمله شجاعت، متصّف باشد و زينب مظلومه چنين بود و ايشان، قضيۀ کربلا و وظايف خويش را در دوران طفوليّت، از مادر گرامي خويش حضرت زهرا (س) آموخته بود، مثلاً طبق آنچه در برخي مقاتل آمده است، حضرت زهرا (س) پيراهني که با دست مبارک خود، رشته و بافته و دوخته بودند، به زينب دادند که وقت وداع، به برادر بدهد و از طرف مادر، زير گلوي او را نيز ببوسد.

 

حضرت آيت الله مظاهري يادآور شد: اميرالمؤمنين(ع) نيز دختر خويش را از واقعه کربلا آگاه ساخته بودند، پس حضرت زينب(س) از کودکي براي اين حرکت سرنوشت‌ساز تربيت شده و براي سربلندي در اين ميدان، آماده شده بود و با اطلاع قبلي و با بصيرت کامل به کربلا آمده، خالصانه برادر خويش را همراهي کرد.

 

تبلور مراتب شجاعت در شخصيّت حضرت زينب (س)

اين استاد اخلاق در ادامه گفت: شجاعت، سه مرتبه يا سه معنا دارد؛ مرتبۀ اوّل شجاعت، نترسيدن از ديگران به خصوص نترسيدن از افراد زورگو و قدرتمند است و مرتبۀ دوّم شجاعت که بالاتر از معناى اوّل است، تسلّط بر هوى و هوس و نفس امّاره است، امّا بالاتر از اين دو مرتبه، معناى سوّم شجاعت است؛ به اين معنا که انسان در جزر و مدّ روزگار خودش را نبازد. زينب مظلومه از هر سه مرتبه شجاعت، در حدّ اعلاي آن برخوردار بودند.

 

رييس حوزه هاي علميه اصفهان تأکيد کرد: مرتبه اوّل شجاعت، به خوبي در شخصيّت حضرت زينب(س) ظهور و بروز داشت؛ به گونه‌اي که در دوران اسارت و پس از آن، هيچ‌گاه از افراد زورگويي چون ابن زياد و حتي يزيد نترسيد و در برابر سخنان ناحق و بي‌منطق آنان با عزّت و اقتدار تمام و با قاطعيّت ايستادگي کرد.

 

وي خاطرنشان ساخت: در مجلس ابن زياد، وقتي اسرا وارد مجلس شدند، حضرت زينب(س) در گوشه‌اي از قصر نشستند که در ديد نامحرم نباشند. ابن زياد رو به سوي ايشان کرد و گفت: ديدي خدا با شما چه کرد؟ حضرت زينب(س) برخاست و با شدّت فراوان فرمود: «مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلًا هَؤُلَاءِ قَوْمٌ کَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْقَتْلَ فَبَرَزُوا إِلَى مَضَاجِعِهِمْ وَ سَيَجْمَعُ اللَّهُ بَيْنَکَ وَ بَيْنَهُمْ فَتُحَاجُّ وَ تُخَاصَمُ فَانْظُرْ لِمَنِ الْفَلْجُ يَوْمَئِذٍ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ يَا ابْنَ مَرْجَانَة».

 

حضرت آيت الله مظاهري ابراز داشت: ايشان به بيان ساده فرمود: تو نمي‌فهمي! ما در اين مسافرت، چيزي جز خوبي نديديم و اگر شهادت برادرم و اسارت ما و صحنه‌هاي توهين آميز تو است، به جز خوبي چيزي نيست، زيرا شهادت و اسارت، سرنوشت ما بود و ريشه شما را خواهد سوزاند. تشيّع براي هميشه احيا خواهد شد، امّا تو به زودي خواهي مرد، پس منتظر باش ببين چه کسي رسوا مي‌شود؟ مادرت به عزايت بنشيند!.

 

استاد اخلاق حوزه علميه اصفهان با بيان اين که ابن زياد از اين کلمات شجاعانه حضرت زينب(س) به اندازه‌اي عصباني شد که دستور قتل حضرت زينب را داد، امّا مشيّت الهي اقتضا نکرد و نيّت شوم او عملي نشد، گفت: در مجلس يزيد هم حضرت زينب(س) با شجاعت تمام، خطبه بسيار کوبنده‌اي خواند و آن جلسه به عنوان جشن پيروزي ترتيب داده شده بود، امّا سخنان قاطع حضرت زينب(س) و امام سجّاد(ع)، يزيد را رسوا کرد و پيروزي ظاهري او را به شکستي مفتضحانه مبدل ساخت.

 

وي گفت: حضرت زينب(س) در مجلس يزيد، در ابتداي سخنان خود بعد از حمد الهي، خطاب به يزيد ‌فرمود «تو فکر مي‌کني که خداوند ما را ذليل و تو را عزيز کرده است؟ هرگز چنين نيست؛ زيرا خدا به تو مهلت داده است که هرچه مي‌خواهي ظلم کني تا عذاب خود را زياد کني، پس صبر کن و عاقبت خود را ببين»، سپس آيۀ شريفۀ «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلي‏ لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» را قرائت کرد.

 

حضرت آيت الله مظاهري ابراز داشت: در بخش ديگري از خطبه نيز مي‌فرمايد: اي يزيد! تو دشمن پيامبري. تو و کساني که تو را بر حکومت نشاندند، به زودي خواهيد فهميد که ظالمان چه جايگاه بدي دارند. هرچند مجبورم با تو سخن بگويم، امّا تو در نزد من خوار و کوچکي.

 

رسوايي و ترس يزيد، در اثر قاطعيّت حضرت زينب و امام سجاد(ع)

رييس حوزه هاي علميه اصفهان: در ادامه اظهار داشت: خطبه‌هاي کوبنده و رفتار شجاعانه و همراه با قاطعيت حضرت زينب و امام سجاد(ع) در شام، چنان تأثيرگذار بود که بني اميه را رسوا و افتضاح کرد. حتي يزيد که در ابتدا ادعاي فراواني در حقانيّت خود داشت، در نهايت و پس از آنکه رسوايي او آشکار شد، به ظاهر اظهار پشيماني کرد و همۀ تقصيرها را به گردن ابن زياد انداخت و سپس، بر خلاف توصيه برخي اطرافيان، نه تنها اسيران را نکشت، بلکه دستور داد آنان را به همراه تعدادي محافظ به مدينه ببرند و مراعات حالشان را بکنند؛ زيرا فهميد که بيش از اين نبايد بي‌آبرو شود و هنگام عزيمت کاروان نيز به امام سجاد(ع)، گفت: «خدا لعنت کند پسر مرجانه را، اگر من با پدرت روبرو شده بودم، نمي‌گذاشتم او را بکشند» و بعد گفت: «تو وقتي به مدينه‏ رسيدي، هر درخواستي داشتي، نامه بنويس تا اجابت کنم».

 

حضرت زينب(س)، مظهر وظيفه شناسي

وي در ادامه بيان داشت: برخورداري از شجاعت، حتي در مرتبه اوّل آن، اين توان را به انسان مي‌دهد که پس از تشخيص وظيفه، به آن وظيفه عمل نمايد و هراسي از موانع انجام وظيفه نداشته باشد و حضرت زينب(س) چنين بود؛ يعني شناخت وظيفه و عمل به وظيفه در سيره ايشان، به خصوص در مدت اسارت به خوبي مشهود بود، به عنوان مثال، وقتي وظيفه ايشان اقتضا مي‌کرد که سخنراني کند و با خطبه خواندن، به افشاگري بني اميّه بپردازد، به خوبي به وظيفه خود عمل مي‌کرد و از هيچ کس ترس و واهمه نداشت.

 

رييس حوزه هاي علميه اصفهان خطبه‌هاي حضرت زينب(س) در بازار کوفه، مجلس ابن زياد، بازار شام و مجلس يزيد بسيار عالي و کوبنده خواند و گفت: در تاريخ ثبت شده است که ايشان چنان خطبه مي‌‌خواند که به تعبير راوي، گويا اميرالمؤمنين(ع) خطبه مي‌خواند و با شروع خطبه ايشان، همه ناگهان ساکت مي‌شدند و سخنان آن بانوي بزرگوار را مي‌شنيدند.

 

حضرت آيت الله مظاهري گفت: حتي در همان روزهاي اوّل اسارت، در کوفه، نزديک بود مردم با اطلاع از حقايق و با افشاگري حضرت زينب، بر عليه بني‌اميّه قيام کنند، امّا چون شورش آنان در آن موقعيّت، منجر به سرکوب مي‌شد و نتيجه مطلوب، يعني انتشار سراسري موج کربلا را در بر نداشت، امام سجّاد (ع) مانع آن ‌شدند و ‌فرمودند: «يَا عَمَّةِ اسْکُتِي ... أَنْتِ بِحَمْدِ اللَّهِ عَالِمَةٌ غَيْرُ مُعَلَّمَةٍ فَهِمَةٌ غَيْرُ مُفَهَّمَةٍ»، عمّه جان صبر کن؛ شما عالم و زن فهميده‌اي هستيد که بدون معلّم به اين درجه رسيده‌ايد و حضرت زينب (س) نيز بر حسب وظيفه شناسي سکوت اختيار کرد.

 

تقواي حضرت زينب(س)

وي در ادامه با بيان اين که مرتبه دوّم شجاعت، يعني غلبه بر هواي نفس نيز در شخصيّت حضرت زينب(س) تجلي بارزي داشت، افزود: پيامبر اکرم  (ص) مي‌فرمايند: شجاع‌ترين مردم کسي است که متّقي باشد و به تعبير آن نبي گرامي، شجاع‌ترين مردم کسي است که بر نفس خود مسلّط باشد؛ به همۀ واجبات مخصوصاً به نماز اهميّت دهد و در عمل به مستحبّات به خصوص نماز شب، انس با قرآن و خدمت به خلق خدا کوشا باشد و از گناهان و حتّي مکروهات اجتناب ورزد و چنين کسي با مداومت بر عبادت، به مقام عبوديّت نائل خواهد شد.

 

استاد اخلاق حوزه هاي علميه اصفهان، تأکيد کرد: حضرت زينب به مقام عبوديّت رسيده بود و چنان در آن مقام پيش رفته بود که امام حسين(ع) هنگام خداحافظي، از او خواستند که در نماز شب‌هاي خود، به آن حضرت دعا کند و حضرت زينب(س)، با رياضت‌هاي ديني به مقام عبوديّت رسيده بود و در آن مقام، از نماز لذت مي‌برد؛ زيرا بهترين لذت در مقام عبوديت، نماز، به خصوص نماز شب است و به تعبير قرآن، نماز شب انسان را به مقام محمود مي‌رساند؛ مقامي که حضرت زينب(س) از آن برخوردار بود.

 

اهتمام حضرت زينب (س) به نماز شب

حضرت آيت الله مظاهري افزود: نماز شب حضرت زينب(س) هيچ‌گاه، حتّي در اين مسافرت و در شام عاشورا، ترک نشد و شام عاشورا، براي حضرت زينب شب سختي بود؛ ايشان علاوه بر مصيبت از دست دادن شش برادر، دچار لشکري درنده‌خو شده بود و سرپرستي عيال و اهل حرم را نيز بر عهده داشت، امّا همين زينب، بعد از نماز مغرب و عشا، با کمک امّ‌کلثوم خيمه نيم‌سوخته‌اي را علم کردند، امام سجاد(ع) را در آن خيمه آوردند و به دنبال جمع‌ کردن بچّه‌ها از بيابان رفتند؛ بالاخره تا نيمه‌هاي شب، همه زنان و کودکان را جمع کردند و سپس کسي را فرستادند و از عمر سعد، مشک آبي گرفتند و بچه‌ها را سيراب کردند.

 

حضرت آيت الله مظاهري گفت: حضرت وقتي از سر و سامان دادن امور کودکان و زنان فارغ شدند، نزد امام سجاد (ع) آمدند و نشسته، نماز شب خواندند. امام سجاد (ع) که از شدّت بيماري قادر به نشستن نبودند، خوابيده نماز شب مي‌خواندند و پس از نماز، به حضرت زينب(س) فرمودند «عمه جان! نديده بودم که نماز شب را نشسته بخوانيد»!

 

رييس حوزه هاي علميه اصفهان در ادامه تصريح کرد: همه اين وقايع براي ما پيام دارد؛ امام سجاد(ع) از نماز شب عمّه خود در آن شرايط بحراني تعجب نکردند، بلکه ‌فرمودند: چرا نماز شب را نشسته خوانديد؟ حضرت زينب نيز پاسخ داد: مي‌خواستم بايستم، اما زانوهايم تاب و توان ايستادن نداشت، دو شب پس از عاشورا کاروان اسرا در نيمه‌هاي شب، به پشت دروازه کوفه رسيد و طبق برنامه قبلي، آنها را نگه داشتند تا فردا با حضور مردم و هم‌زمان با جشن پيروزي، وارد کوفه شوند و زينب مظلومه در آن موقعيّت و در پشت دروازه کوفه نيز نماز شب خواند و در خرابه شام و در طول مسير مسافرت هم نماز شب حضرت زينب ترک نشد.

 

امنيّت دل و آرامش دروني حضرت زينب(س)

وي در ادامه تصريح کرد: انسان در سايه تقوا، به امنيت دل و آرامش دروني دست مي‌يابد و قرآن شريف در سوره انعام، با طرح يک سؤال و ارائه پاسخ روشن آن، نکته دقيقي را به بشريّت مي‌آموزد، ابتدا مي‌پرسد: چه کسي استحقاق دارد که امنيت دل پيدا کند؟ سپس پاسخ مي‌دهد: کسي که ايمان را زيربنا و تقوا را روبناي ساختمان دين خود قرار دهد و به تعبير ديگر، کسي که با اعتقاد راسخ، تقيّد به ظواهر شرع دارد؛ يعني به انجام واجبات و مستحبّات اهميّت مي‌دهد و از محرّمات و مکروهات اجتناب مي‌ورزد، به آرامش درون، امنيّت دل و اطمينان قلبي خواهد رسيد و هدايت الهي نصيب او مي گردد.

 

حضرت آيت الله مظاهري گفت: حضرت زينب از مصاديق اين آيه شريفه به شمار مي‌رود. ايشان با ايمان قوي و تقواي مثال زدني، مشمول هدايت خاصّ الهي بود و از اين جهت، در آن بحران سخت، پيروز ميدان شد.

 

ضرورت استقامت در جزر و مدّ روزگار

وي در ادامه افزود: والاترين مرتبه از مراتب شجاعت، آن است که انسان در جزر و مدّ روزگار خودش را نبازد و در رويارويي با پيروزي‌هاي بزرگ يا هنگام رخ دادن مصيبت و بلا و در مواجهه با بحران، شخصيّت خود را حفظ کند و صبر و استقامت داشته باشد.

رييس حوزه هاي علميه اصفهان گفت: نوع انسان سبک‌سر است، يعني در جزر و مدّ روزگار مثل پَر کاهي، خودش را به حرکت موج‌ها سپرده و به هر سويي پرتاب مي‌شود؛ مگر کسي که جداً به مقام عبوديت رسيده باشد، مگر کسي که جداً مانند حضرت زينب از نماز شب استفاده کرده باشد.

 

اين استاد اخلاق تصريح کرد: امتحان الهي براي همه، اعمّ از پير و جوان و زن و مرد، به شکل‌هاي گوناگون وجود دارد و اگر انسان در امتحان خود را نبازد و استقامت کند، پيروز مي‌شود و مي‌توان گفت: شجاع است، البته لطف و امداد الهي و هدايت خداوند نيز براي پيروزي در امتحان، لازم است و انسان بايد همّت و تلاش خود را ضميمۀ عنايت پروردگار کند تا موفق شود.

 

استقامت حضرت زينب (س)

وي گفت: حضرت زينب از مرتبه سوّم شجاعت نيز به خوبي برخوردار بود و به خصوص در دوره اسارت که براي ايشان يک درياي پر تلاطم و موّاج بود، به اعتراف دوست و دشمن، از عهده وظيفه و مسؤوليت خود برآمد و هجوم مصائب و بلايا او را منزوي و منفعل نکرد.

 

اين استاد اخلاق تصريح کرد: خطبه‌هاي حضرت زينب(س) و سخنراني افشاگرانه ايشان در کوفه و شام، در حالي که چند روزي از عاشورا نمي‌گذشت، ناشي از استقامت و استواري آن حضرت بود.

 

حيا، عفّت و غيرت حضرت زينب

وي در ادامه بيان داشت: آنچه به خصوص در زمان حاضر توجه جدي مي‌طلبد، اين است که خاندان وحي، از ابتداي مسافرت تا رسيدن به کربلا و پس از آن در دوران اسارت، هيچ‌گاه در حفظ حجاب خود کوتاهي نکردند و همواره پوشش مورد نظر اسلام را مراعات کردند و آنان در رعايت حيا نيز بسيار کوشا بودند و حتي در شرايط بحراني اجازه ندادند، نامحرم به آنها خيره شود و خود نيز باحيا و با وقار بودند.

 

حضرت آيت الله مظاهري در پايان گفت:  زينب(س) در اين زمينه نيز قافله سالار بود و همواره با غيرت خاصّي از حجاب، حيا و عفّت زنان کاروان مراقبت مي‌کرد و در مجلس يزيد که قبلاً به برخي خصوصيّات آن اشاره شد، وقتي حضرت زينب احساس کرد که زنان و دختران اهل بيت در معرض ديد افراد نامحرم قرار دارند، با تندي فرمود: «اى فرزند رهاشدگان، آيا اين از عدالت است که تو زنان و کنيزان خود را در امنيّت و پشت پرده‏ بنشانى و دختران پيامبر خدا را در بند اسارت و در برابر ديد دشمنان، در اين شهر و آن شهر بگرداني».

 

منبع: رسا

 




      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر