صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 11 آذر 1392 تعداد بازديد: 1109 
انگيزه قيام و حرکت سيدالشهدا
  

کارشناس شبکه وهابي نور مدعي شد انگيزه قيام امام حسين (ع) تنها جنبه سياسي بوده است.



به گزارش خبرگزاري رسا ، منصور حسيني کارشناس شبکه وهابي نور در ويژه برنامه اي به مناسبت ماه محرم مدعي شد قيام امام حسين (ع) فقط منشا سياسي داشت. وي در ادامه افزود ايرادهايي که حضرت به يزيد داشت چيزي خارج از دايره سياست نبود .


شايان ذکر است که حضرت سيدالشهدا (ع) در شرايط گوناگون ، کلماتي در باره انگيزه حرکت خود ياد آور شده اند که هريک جهت خاصي را روشن مي نمايد ذيلاً به بعضي از آنها اشاره مي کنيم .


1- هنگامي که مروان بن حکم درباره بيعت سيدالشهدا با يزيد خواست از راه نصيحت وارد شود ، حضرت فرمودند :


«انا لله وانا اليه راجعون وعلي الاسلام السلام اذ قد بليت الامه براع مثل يزيد ولقد سمعت جدي رسول الله (ص) يقول :الخلافه محرمه علي آل ابي سفيان » ما براي خدا هستيم وبه سوي او رجوع مي کنيم وبا اسلام بايد خداحافظي کرد آن هنگام که امت به حاکمي چون يزيد مبتلا گرديد . همانا ازجدم رسول الله (ص) شنيدم که مي فرمود : « خلافت بر خاندان ابوسفيان حرام است » «ذريه النجاه ، ص 16 »

بيان وتوضيح حديث


کلمه استرجاع «انا لله وانا اليه راجعون » مستحب است در هنگام بروز مصائب گفته شود . اصل اين عمل از قرآن شريف گرفته شده است آنجا که تمسک به آن را در برخورد با هر نوع مشکل و مصيبتي ، از سيره مومنين صابر شمرده و مي فرمايد :


«ولنبلونکم بشي من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات ، وبشرالصابرين ،الذين اذا اصابتهم مصيبه قالوا انا لله وانا اليه راجعون » «سوره بقره ، آيه ،155و166 »


و در روايات نيز هنگام بروز مصائب به گفتن آن سفارش شده است . «وسائل الشيعه ،ج2، ص895 و897»


در اينجا نيز گويا حضرت سيد الشهدا با اظهار کلمه استرجاع مي خواهند اشاره بفرمايند که :

اولاًـ بيعت با يزيد ، براي من و اسلام و حکوت اسلامي مصيبت است ،و چه مصيبتي ! لذا در ادامه به بيان آن پرداخته ومي فرمايد : «وعلي الاسلام السلام ...»


يعني بيعت با يزيد و حاکم شدن فردي چون او بر مسلمين مساوي با نفي اسلام وق رآن و سنت ، و پامال کردن زحمات رسول خدا (ص) مي باشد .


و باز در ادامه مي فرمايد : خودم از جدم رسول خدا (ص) شنيدم که فرمود : خلافت بر آل ابي سفيان حرام و حکومت آنها غاصبانه است .


ثانياً- گويا حضرت با ذکر کلمه استرجاع مي خواهند اشاره به وقت سر رسيدن وقايع و مصائبي که خداوند و رسول خدا و امير المومنين پيشاپيش از آن خبر داده بودند «با توجه به معناي لطيف اين کلمه» بفرمايند و بگويند : من در مقابل قضاي الهي راضي و صابرم و ما متعلق به خدا هستيم و به سوي او مي رويم و در مقابل پيشامد ها اختياري نداريم .


حضرت سيد الشهدا با ذکر کلمه استرجاع وتسليم محض در برابر حق سبحانه خود را در نور اعظم الهي قرار مي دهد در عين آنکه اعلام مي فرمايد حکومت شخص يزيد مصيبت براي من و
اسلام و مسلمين مي باشد .


2- حضرت سيدالشهدا (ع) پيش از خروج از مدينه به سوي مکه در دومين زيارت از مزار جدشان چنين عرض مي نمايند : «اللهم هذا قبر نبيک محمد وانا بن بنت نبيک وقد حضرني من الامر ما قدعلمت . اللهم اني احب المعروف وانکر المنکر ..» بار الها اين قبر پيامبر تو محمد (ص) است و من پسر دخت پيامبرت و براي من امري پيش آمده که خود بدان آگاهي بار الها من معروف را دوست دارم و منکر و کار زشت را نمي پسندم . «بحار الانوار ،ج44، ص328 »


3- در وصيتش به محمد بن حنفيه چنين آمده است من از روي طغيان و تکبر و تباهي و ظلم از مدينه خارج نشده ام ، بلکه تنها براي طلب اصلاح در امت جدم (ص) خارج شده ام مي خواهم امربه معروف و نهي از منکر کنم و به سيره و روش جدم و پدرم علي بن ابيطالب رفتار نمايم پس هر کس مرا به حق بپذيرد خداوند سزاوارتر است به حق و هر کس اين عمل مرا رد نموده وقبول نکند صبر مي کنم تا خداوند ميان من و اين قوم به حق حکم کند که او بهترين حکم کنندگان است . «بحار الانوار ، ج44 ، ص 329 »


4- در نامه اي که به سران بصره مرقوم فرمودند : من شما را به خدا و پيامبرش دعوت مي کنم زيرا سنت پيامبر مرده است اگر دعوتم را اجابت کنيد و دستورم را اطاعت نماييد شما را به راه رشد واصلاح هدايت مي کنم« بحار الانوار ،ج44، ص 340»


رواياتي که ذکر شد در بردارنده چند مطلب است


الف- علت قيام حضرتش.
ب- اظهار اينکه حکومت وخلافت از آن ماست .
ج- اقامه حق وسنت رسول خدا (ص).
د- امربه معروف ونهي از منکر .


5- در نامه اي که پس از ورود به کربلا براي سران کوفه مرقوم فرموده چنين آمده است :


اما بعد تحقيقاً مي دانيد که رسول خدا (ص) در حال حياتش فرمود هر کس سلطان جائر و ستمگري را ببيند که محرمالت الهي را حلال مي شمارد عهد و پيمان با خدا را مي شکند با سنت رسول خدا مخالفت مي نمايد و در مورد بندگان خدا به گناه و ظلم رفتار مي کند و سپس در گفتار يا عمل با او مخالفت نکند سزاوار است برخدا که او را در جايگاه او جاي دهد و مسلماً مي دانيد که اين قوم پيوسته شيطان را اطاعت کرده و از اطاعت رحمان روي برگرداننده اند و فساد را آشکار نموده و حدود الهي را تعطيل کرده و غنائم را به خود اختصاص داده و حرام خدا را حلال و حلال او را حرام مي شمارند و همانا من به واسطه نزديکي و قرابت به رسول خدا (ص) به اين امر سزوار تر هستم .«بحار الانوار ،ج44، ص381»


6- امام صادق (ع) مي فرمايند :عبدالله بن زبير به حضرت سيد الشهدا عرض کرد «اي کاش مي آمدي مکه و در حرم مي بودي . امام حسين (ع) فرمود ما حرمت حرم را نمي شکنيم و بواسطه ما حرمت آن شکسته نمي شود همانا کشته شدن در تل و تپه اعفر نزد من محبوبتر است از اينکه در حرم کشته بشوم .«کامل الزيارات ،ص72 ،روايت 5»


و به روايت امام باقر (ع) حضرت به عبدالله فرمود : اي پسر زبير همانا مدفون شدن در کنار رود فرات نزد من محبوبتر است از اينکه در آستانه کعبه مدفون شوم.« کامل الزيارات ،ص73 ، روايت 6»


بيان وتوضيح


در اين سلسه از روايات حضرت دليل خروج خود را حفظ حرمت حرم ذکر مي نمايند و اينکه اگر خارج نشوند يزيد اقدام به قتل حضرتش در خانه خدا مي کند و در نتيجه قداست و حرمت حرم خدا از بين مي رود .

7- عتبه ابي سفيان حاکم مدينه هنگامي که جواب نامه يزيد را مبتني بر عدم بيعت سيد الشهدا براي او فرستاد يزيد در جواب نوشت: اما بعد هنگامي که اين نامه به تو رسيد جوابش را زود بفرست و در نامه ات موقعيت تمام کساني را که از من اطاعت مي کنند يا از اطاعت من سرپيچي مي کنند روشن کن و بايد سر حسين بن علي همراه جواب نامه باشد همين که اين خبر به امام حسين (ع) رسيد تصميم گرفت که از سرزمين حجاز به سوي سرزمين عراق خارج شود.


اين سلسه روايات علت خروج حضرت از مدينه و نيز حرکت از مکه به سوي کوفه را بيان مي کنند.

 



      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر