صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 12 آذر 1392 تعداد بازديد: 1058 
قرضاوي و ماجراي ناتمام استعفا از الازهر
  

اظهارات و نامه هاي آتشين يوسف القرضاوي بحث و جدل زيادي در مصر و جهان عرب به راه انداخته چرا که حاوي مشتي اهانت به موسسه الازهر است و اين امر از ديدگاه ناظران از پدر معنوي گروه اخوان المسلمين عجيب به نظر نمي رسد.



به گزارش خبرگزاري اهل‌بيت(ع) ـ ابنا ـ الازهر خبر استعفاي يوسف القرضاوي رئيس هيئت علماي مسلمان را تکذيب کرد و برخي منابع در داخل هيئت الازهر گفتند: پيام استعفاي فرضي يوسف القرضاوي بيشتر از آنکه مشتي اهانت به الازهر باشد؛ اقدامي براي سنجش واکنش ها بود.

عباس شومان قائم مقام الازهر اين مسئله را که يوسف القرضاوي استعفاي رسمي خود از عضويت در هيئت علماي بزرگ تقديم کرده است، رد کرد و گفت: چيزي تاکنون نرسيده است.

شومان در گفتگوي تلفني با برنامه صوت الناس شبکه تلويزيوني المحور 2 اظهار داشت: هيئت الازهر به مطالب منتشر شده در شبکه هاي اجتماعي مثل فيسبوک و توييتر در اينترنت توجهي نمي کند تا اينکه سندي رسمي بدست ما برسد. وقتي چيزي رسمي رسيد، بررسي خواهد شد.

وي گفت: تعدادي از اعضا از احمد الطيب شيخ الازهر خواسته بودند که جلسه اي فوق العاده را براي برکناري القرضاوي و نه استعفاي وي برگزار کند که شيخ الازهر با آن مخالفت کرده بود.

مطبوعات نامه اي را به يوسف القرضاوي نسبت دادند که وي در اين نامه استعفاي خود را به دليل مواضع شيخ الازهر درقبال تحولات مصر اعلام کرده است.

در اين نامه آمده است: من يوسف عبدالله القرضاوي استعفاي خود را از هيئت علماي بزرگ را به ملت عظيم مصر و نه شيخ الازهر تقديم مي کنم و روزي آزادي به ملت بازمي گردد و امور به اهلش سپرده مي شود و علماي ملت بايد شيخ خود وهيئت علماي بزرگ خود را با اراده و خواست آزاد و مستقل خودشان برگزينند.

بي شک رابطه يوسف القرضاوي داراي تابعيت قطر با الازهر به علت عضويت وي در گروه اخوان المسلمين به شدت تيره شده است.

باوجود فارغ التحصيل شدن القرضاوي از دانشگاه الازهر در سال 1953 ميلادي اما وي تنها بعد از 59 سال توانست در مسجد الازهر سخنراني کند.

القرضاوي به کشور ولي نعمتش يعني قطر رفت و بعد از مستقر شدن در آنجا تابعيت قطري گرفت و در سال 1977 ميلادي دانشکده شريعت و مطالعات اسلامي را در دانشگاه قطر تاسيس کرد و تا اواخر سال 1990 ميلادي رئيس دانشکده بود و مدير مرکز تحقيقات اهل سنت و سيره نبوي در اين دانشگاه شد که همچنان تا امروز مديريت آن را برعهده دارد.

در طول سالهاي طولاني، يوسف القرضاوي انتقادهاي شديدي را به تعدادي از شيوخ الازهر وارد کرد که بارزترين آنها محمد سيد طنطاوي شيخ سابق الازهر بود زيرا وي فتوي داده بود که "قتل غيرنظاميان در هيچ کشوري يا سرزميني جايز نيست". يوسف القرضاوي اين فتوي را نپسنديد.

فتواهاي يوسف القرضاوي بويژه در برهه اخير به گونه اي بوده است که قتل و کشتن را چنانچه به نفع اهداف گروه اخوان المسلمين (در سوريه و ليبي) باشد، توجيه مي کند.

فقط بايد اشاره کرد که رابطه القرضاوي با احمد الطيب شيخ الازهر با تحولات و تغييرات سياسي اخير مصر تيره تر شد چرا که القرضاوي اقدام ارتش مصر در عزل محمد مرسي رئيس جمهور و از اعضاي گروه اخوان المسلمين از قدرت در 30 ژوئن را انقلاب ندانست بلکه کودتا عليه دولت توصيف کرد.

عبدالله النجار عضو مجمع تحقيقات اسلامي گفت: اگر القرضاوي استعفاي خود را تقديم کرده باشد، اين استعفا هيچ ارزشي ندارد زيرا وي در بين علما فردي بي دقت است و مصري ها و الازهر از او متنفر هستند و اين کارهاي آکروباتيک ارزشي ندارد و به استعفاي او اهميتي نمي دهيم و دوست نداريم ريخت او را در مصر يا الازهر ببنيم.

النجار در اشاره به القرضاوي افزود: مردي عاشق خودنمايي است و مي خواهد ملت پشتش حرکت کنند و وي از اين امر لذت مي برد و القرضاوي پيش از اينکه هيئت علماي بزرگ مسلمان او را کنار بگذارد در اقدامي پيش دستانه استعفا کرده است و ميهن پرستي القرضاوي بين مصر و قطر در نوسان است.




      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر