صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 09 آذر 1392 تعداد بازديد: 1318 
خدا کفش‌هاي طلايي مي‌پوشد و توسط فرشتگان جابه جا مي‌شود!!!
  

کساني که همه مسلمان‌ها را رمي به شرک مي‌کنند و به اتهام شرک آن‌ها را مي‌کشند و خود را موحد واقعي مي‌دانند، خدايي را مي‌پرستند که توسط فرشته‌ها جابه جا شده و کفش‌هاي طلايي مي‌پوشد.



شيعه همواره از سوي وهابيت مورد اتهام و شرک قرار گرفته است و باورهاي اين مذهب حقه از هجمه اين فرقه ضاله در امان نمانده است؛ اين در حالي است که اعتقادات آنها بيشترين انحرافات را از اصول و موازين دين دارد! از اين رو در گفتگو با حجت الاسلام والمسلمين حبيب عباسي کارشناس ارشد مذاهب اسلامي درباره برخي ازا عتقادات بي پايه و اساس و انحرافي وهابيت به گفتگو پرداخته ايم که شرح آن در ذيل مي آيد:

 

اصلي ترين انحرافي که در اعتقادات و باورهاي وهابيت مي توان يافت، چه مساله اي است؟
يکي از اصلي ترين انحرافات در عقايد وهابيت، انحراف در مساله توحيد است؛ اين فرقه ضاله با اين که دائم دم از موحد بودن مي زند و به اصطلاح دفاع از توحيد مي کند و به بهانه آن مسلمانان را تکفير کرده و مي کشد اما خود به شدت دچار انحراف در مساله توحيد است.
 

آيا در اين زمينه مي توانيد به مصداق هايي در منابع آنها اشاره کنيد؟
بله؛ اين تيميه که بنيان گذار فکري وهابيت (قرن 7- 8 ه.ق) محسوب مي شود در بخش هاي مختلفي از کتاب خود صفاتي را براي خدا ذکر کرده است که نشان از اعتقاد به تجسيم خدا (براي خدا جسم قائل شدن مانند انسان) دارد.
يکي از آن موارد در کتاب "بيان تلبيس الجهمية، ج 7، ص 290" از قول پيامبر (ص) روايت کرده است:" من خداي خودم را در صورت و شکل جوان بدون ريش و مو فرفري در يک باغ سرسبز مشاهده کردم"
ذکر اين ويژگي در رابطه با خدا نشان دهنده اعتقاد ابن تيميه به جسم داشتن خداست. وي در همين کتاب صفحه 206 روايت ديگري را نقل و تاييد مي کند: پيامبر (ص) فرمودند:... من خدا را ديدم که دستش را بين دو کتف من قرار داد به طوري که من سردي انگشتان خدا را در سينه خود احساس کردم."
جالب اينجاست که ابن تيميه اين روايت را از جهت متن و سند صد در صد مي پذيرد.
همچنين، در همان کتاب صفحه 194 از پيامبر (ص) نقل کرده است: "من خدا را در خواب در يک جاي سرسبزي از فردوس مشاهده کردم در حالي که لباس او تا نيمه ساق او بود و دو پاي او کفش هايي از طلا بود."
اين موضوع نيز اعتقاد ابن تيميه به جسم داشتن خدا را ثابت مي کند و اين روايت، روايت بسيار ناپسند و توصيف بدي نسبت به خداست.
باز هم در همان کتاب صفحه 234 از عبدالله بن عباس سول مي شود که پيامبر (ص) خداي خود را چه طور و در چه شکل و شمايلي ديده است؟ سپس پيامبر (ص) پاسخ مي دهد:" خدا را در يک محل سرسبز ديدم که زير پاي او فرشي از طلا بود و روي يک صندلي از طلا نشسته در حالي که چهار فرشته او را اين سو و آن سو مي بردند و يک فرشته در صورت يک مرد، يک فرشته در صورت گاو، يک فرشته در صورت کرکس و يک فرشته در قيافه شير بود و اين چهار ملک خدا را جا به جا مي کردند."
همين مطلب را عبدالعزيز بن عبدالله بن باز مفتي اعظم سابق سعودي در سايت رسمي خود نقل و تاييد کرده است که در دنيا مشهور است چهار فرشته خدا را اين طرف و آن طرف مي برند. اينها نشان دهنده اين است که وهابيت اعتقاد به خداي حي قادر متعال را ندارد و خداي آنها جسماني و داراي جسمي با توانايي هاي محدوي است.
کساني که همه مسلمان ها را رمي به شرک مي کنند و به اتهام شرک آنها را مي کشند و خود را موحد واقعي مي دانند، چنين خدايي را مي پرستند!
 

آيا در بين اهل سنت نيز چنين اعتقادي مرسوم است يا آنها اين اعتقاد را نفي و طرد مي کنند؟
علماي اهل سنت کساني که قائل به تجسيم باشند و براي خدا جسم قائل شوند را کافر و خارج از امت اسلامي مي دانند. قرطبي در تفسير خود ج 4، ص 14 مي گويد:" کساني که از مجسمه هستند و رواياتي که در کتب آمده حمل بر جسم بر خدا مي گيرند و براي خدا صورت، چشم، دست و پا و انگشت قائل مي شوند، قول صحيح درباره آنها اين است که اينها کافر هستند و فرقي بين آنها و بين عبادت کنندگان بت ها و تصاوير نيست."
لذا عموم اهل سنت و شيعه اعتقاد به تجسيم را اعتقادي کاملا انحرافي و باطل مي دانند. حال علماي وهابي هستند که بايد پاسخ دهند که چرا اعتقاد آنها براي خدا تا اين حد سست و بي پايه و انحرافي است.
 

آيا تا کنون پاسخي از فرقه ضاله وهابيت براي اين مساله صادر شده است؟
بله، آنها مي گويند اين موضوع در روايات آمده و ما اين ويژگي ها را براي خدا مي پذيريم اما نمي دانيم چگونه. بنابراين اصل آن را مي پذيريم اما کيفيت جسم داشتن خدا را نمي دانيم!




      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر