صفحه اصلي |    اخبار   |  کتابخانه |  آرشيو برنامه ها |  معرفي برنامه ها |  طرح پرسش |  درباره ما |  ارتباط با ما |  Webmail

تاريخ: 31 تير 1399 تعداد بازديد: 1112 
فرکانس تاریکی
فرکانس تاریکی
دانلود صوت
دانلود فيلم

بسم الله الرحمن الرحیم

فرکانس تاریکی- 31/04/99

مجری:

بسم الله الرحمن الرحیم. لاحول لاقوة الا بالله العلی العظیم. عرض سلام و ادب و احترام حضور همه شما بینندگان عزیز و محترم، فرهیخته و البته عزیز و وفادار به شبکه جهانی ولایت. امیدوارم که حال و روز شما خوش باشد و ان شاء الله در ظل توجهات حضرت ولی عصر آخر عاقبتتان ختم به خیر باشد. با افتخار در خدمت ما عزیزان هستم. امروز سه شنبه و برنامه فرکانس تاریکی از قاب شبکه جهانی ولایت. امیدوارم که برنامه ای خوب، مفید و البته          کاربردی داشته باشیم که شبهات ذهنی شما عزیزان را دررابطه با مواردی که معمولا شبکه های معاند مطرح می کنند، در مورد فرقه به حق شیعه و البته کسانی که یک مقدار زاویه دارند با مکتب اهل بیت، ان شاء الله بتوانیم قدمی برداریم و ان شاء الله خود اهل بیت کمکمان کنند.

عرض سلام ویژه دارم خدمت همه عزیزانی که در خارج از مرز های ایران اسلامی صدا و تصویر ما را می بینند و می شنوند و ان شاء الله که حالشان خوب باشد. عرض تسلیت دارم شهادت آقا امام جواد، جواد الائمه را و ان شاء الله که با از بین رفتن این ویروس منحوس و البته فراهم شدن شرائط بتوانیم هرچه زودتر دست هایمان را به پنجره های ضریح آقا امام جواد گره بزنیم و ان شاء الله خدای متعال کمکمان کند که بعد از این ویروس منحوس، واقعا بیشتر قدر این ارتباط های معنوی با خداوند متعال یعنی اهل بیت را بیشتر بدانیم. اگر مسجدی باز بودو اگر حرم حضرت رضا علیه آلاف التحیة و الثناء می توانستیم برویم و اگر حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها می توانستیم برویم، واقعا گاهی اوقات نعمت را قدرشان نمی دانستیم و امروز که امروز است، مقداری، نمی گویم خیلی، مقداری فاصله افتاده است. البته بعدمنزل نبوددر سفر روحانی. ولی گاهی اوقات انسان احتیاج دارد که به لحاظ فیزیکی حضور پیدا کند در این اماکن مقدس و اصطلاحا عقده گشائی روحی کند. امیدواریم که به زودی زود این ویروس منحوس، نه از ایران و کشورهای اطراف، از کل دنیا. هر کسی که بنده خدا است محترم است. ان شاء الله رخت برکند و ان شاء بتوانیم زیارت عتبات عالیات انجام دهیم و نصیب شما شود.

خدمت شما عرض کنم که آقا امام جواد می گویند که حاجت دنیای را از ایشان بخواهید. این طور معروف است. اما عتقاد بر این داریم که هم دنیوی و هم اخروی را باید از ائمه خواست و تحت بیرق این بزرگواران بود و البته ان شاء بتوانیم چنگ بزنیم و کردار عملی در مکتب اهل بیت داشته باشیم.

با شما عزیزان هستیم برنامه فرکانس تاریکی وعده ما است در سه شنبه ها رأس ساعت ده تا یازده و نیم شب. برنامه ای که پاسخ می دهد به شبهات شبکه های معاند و به خصوص وهابیت. ما اعتقاد بر این داریم که هر آنچه شما عزیزان برای ما مطرح می کنید و برای ما ارسال می کنید، حتما حتما گره ای از ذهن شما است. بنابراین هر آنچه که می فرستید، حال شاید گاهی اوقات زاویه هم داشته باشد با برنامه فرکانس تاریکی و البته انتقادی داشته باشید، اما فضا کاملا باز و رسانه ای است. برای ما ارسال بفرمایید. شاید اصلا گاهی اوقات در سبک برنامه و در ارائه برنامه و حتی چهارچوب برنامه نظر شما درست باشد. ما آن را روی میز برنامه قرار خواهیم داد. مورد بحث و بررسی قرار خواهیم داد. نظرات، انتقادات و پیشنهادات خودتان را حتما با ما در ارتباط باشید. آن لاین ارتباطی را قوی کنید. ممنون شما خواهیم شد. 3001203 فضای مجازی و تلفن. ظاهرا وسط برنامه به بعد. بعد از اینکه استاد محترم چهارچوب بحث را مطرح کردند، ان شاء الله به صورت تلفنی هم در خدمت شما عزیزان خواهم بود.

بیش از این منتظرتان نمی گذارم و با افتخار میزبانی خواهم کرد از حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالصاحب هاشمی. ان شاء الله که بتوانیم برنامه خوبی داشته باشیم. حاج آقا سلام علیکم. خیلی زحمت کشیدید و شرف حضور پیدا کردید.

استاد هاشمی: 

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی أشرف الانبیاء و المرسلین، سیدنا و مولانا ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین. و اللعنة علی أعدائهم اجمعین. اللهم ارزقنا دوام التوفیق و السداد فی القول و العمل و الاعتقاد.

سلام و عرض ادب و احترام و تحیت دارم محضرت همه عزیزان و سرورانی که امشب پای تلویزیون نشسته اند و این برنامه را مشاهده می کنند. همچنین تسلیت و تعزیت دارم خدمت همه عزیزان به مناسبت شهادت آقا جواد الائمه امام جواد سلام الله علیه. ان شاء الله خداوند به حق این امام عزیز همه حاجت های دنیوی و اخروی همه گرامیان را براورده به خیر کند.

مجری:

ان شاء الله. استاد از سری قبل برنامه که نکته ای نمانده است. یعنی ما از دوستان اتاق فرمان خواهش می کنیم که ظاهرا کلیپی دارند که پخش کنند.

کلیپ:

اولا: مولی یا از وِلایة است و یا از وَلای است. یا کسره دارد و یا فتحه دارد. هر دو با هم نمی شود. اگر وِلایة بگیریم، با کسره بگیریم به معنای زمام امور و به معنای سلطنت است. اگر وَلایة با فتحه بگیریم به معنای محبت و نصرت و تأیید، یار و یاور می شود. چون می گویند که حضرت علی زمام امور. اگر زمام امور بگویید انّما ولیّکم الله ورسوله و الذین ءامنوا این چه می شود؟ زمام امور به عهده الله است و به عهده رسول و علی. خب رسول از دنیا رفتند. پس زمام امور به عهده شان نبود. و غیره. به هر صورت سلطنت و خلیفه نسبت به این سلطنت و خلیفه شاهی به خدا نمی شود نسبت داد. موارد در این زمینه بسیار زیاد است.

مجری:

عجب. البته احساس می کنیم که بعد از این برنامه و بعد از این کلیپ و این بحث ها کسی که خودش را به خواب زده است، نمی شود بیدار کرد. این اعتقاد را داریم و امیدوارم که آب در هاون کوبیدن نباشد و بالاخره ما بحثمان را خواهیم کرد. ان شاءالله آنهایی که یک مقدار انصاف در وجودشان است، حتما حتما نسبت به مباحث ما از دید انصاف و از چهارچوب مغز و عقل هم استفاده کنند.

استاد گرامی وِلایة و وَلایة.

استاد هاشمی: 

بسم الله الرحمن الرحیم.اینها به خاطر اینکه هیچ راه فراری از اینکه باید تسلیم شوند به حدیث پیامبر صلّی الله علیه وآله، مجبور هستند که با طرح این گونه مباحث بسیار بسیار انحرافی سعی می کنند که خودشان را فراری دهند از مضمون و دلالت حدیث غدیر. حدیث غدیر قابل انکار نیست. به هیچ وجه قابل انکار نیست.

مجری:

چه منابع اهل سنت و چه شیعه؟

استاد هاشمی: 

بله. حتی البانی هم ادعای تواتر کرده است. واقعا هم متواتر است. بسیاری از بزرگان اهل سنت تواتر حدیث غدیر را تأیید کرده اند. البانی با اینکه متعصب است، وهابی مسلک است، اما اعتراف به تواتر حدیث غدیر کرده است و معلوم است و مشخص است که حدیث غدیر متواتر است. به خاطر اینکه از جماعت بسیار زیادی از صحابه نقل شده است و جای هیچ گونه انکاری نیست. از علمای ما هم خیلی از علمای ما هم تصریح به تواتر حدیث غدیر کرده اند. و خیلی از علمای ما هم گفته اند که اجماع شیعه بر صحت حدیث غدیر است. ادعای اجماع هم کرده اند. به هر حال حدیث غدیر قابل انکار نیست. لذا اینها چه کار باید کنند؟ مجبور اند که در معنای حدیث در واقع و در دلالت حدیث اشکال کنند. شبهاتی را ایجاد می کنند و می گویند که این علی که در حدیث پیامبر صلّی الله علیه وآله آمده است که من کنت مولاه فهذا علی مولاه مجبور اند بگویند که این ولی مقصود ولایت امر نیست، مقصود از بحث امامت و خلافت و این مباحث نیست، بلکه مقصود و مراد همان بحث محبت و یاری و نصرت و تأیید و از این مسائل است. این آقای وهابی هم همین طور می گوید که وِلایت داریم و یک وَلایت. البته خود این تعبیر که در حدیث نیامده است. پیامبر نفرموده اند که هر کس من وَلایت دارم یا وِلایت دارم. خود لفظ و واژه وِلایت یا وَلایت در حدیث نیامده است. بلکه ایشان می خواهد بگوید که همین که گفته است که من کنت ولیّه و یا من کنت مولاه این از ماده ولی گرفته شده است و این ولی یا به معنای وَلایت است و لا وِلایت. اگر به کسر واو باشد به معنای سرپرستی است و اگر به فتح واو باشد به معنای دوستی و محبت و یاری و این معانی است. بعضی از علمای لغت مانند راغب اصفهانی گفته اند که اصلا فرق نمی کند. چه وَلایت و یا وِلایت. در زبان عربی هر کدام در جای دیگری هم استعمال شده است. عرب آمده است هم وِلایت را در جایی که باید وَلایت بگویند به کار برده است و همین طور بر عکسش هم هست. در قرآن هم هست.

مجری:

پش ما به لحاظ لغوی می گویید که فرقی نمی کند؟

استاد هاشمی: 

فرقی نمی کند. حتی اگر فرق هم باشد. چه اینکه فرق باشد و یا فرق نباشد، به هر حال حال اگر در الفاظ مشترک یک لفظ مشترکی داریم، از کجا بدانیم که مقصود و مراد متکلم کدام معنا را خواسته است؟ مثلا در بحث ولی علمای لغت گفته اندکه ولی بیست معنا دارد. بگویید: چهل تا یا صد یا هزار تا. اشکا ل ندارد. هر معنایی که می خواهد داشته باشد. ده تا، بیست تا، هزار تا، پنج هزار تا معنا داشته باشد. به هر حال آیا پیامبر صلّی الله علیه وآله در روز غدیر یک معنا را اراده کرده اند و یا همه معانی و یا اینکه خواسته اند مردم را گیج کنند. یعنی پیامبر صدو بیست هزار نفر را جمع کرد و خطبه در روز گرم و این همه مردم را معطل کرد که بیاید بگوید که علی ولی است و این ولایت هم هزار تا معنا دارد که برگردید به خانه هایتان و تمام شد. شأن پیامبر این نیست که بیایند در میان چند راهی قرار دهند در کلمه ولی که هزار و پانصد معنا می خواهد داشته باشد که بگوید و بعد بفرماید که بروید خانه هایتان. اصلا معنا ندارد. معقول نیست. یقینا و بدون شک پیامبر یک معنا را بیشتر اراده نکرده اند. از این همه معانی کلمه ولی که الان هم خواهیم آورد. پیامبر صلّی الله علیه وآله کدام معنا را اراده کرده است؟ در معنی ولی اگر به کتاب های لغت برگردیم که ولی چه معنایی دارد؟ مثلا در کتاب الظاهر فی معانی کلمات الناس که مؤلف این کتاب ابن الانباری است. ابی بکر محمد بن قاسم انباری است که متوفای 328 است. یعنی از کتاب های بسیار قدیمی و کتاب های ابتدائی در بحث لغت است. چاپ موسسه رسالت است.  در جلد اول این کتاب در صفحه 124، می گوید: قال ابوبکر. همان انباری است. معنای ولی. بعد می گوید که المولی ینقسم علی ثمانیة اقسام. کلمه مولی بر هشت قسم تقسیم می شود. یعنی هشت معنا دارد. یکون المولی المعتِق و یکون المولی المعتَق. یعنی آن سربندی که بنده دارم می گویند مولی و بر عکسش هم است. یعنی بنده می شوم عبد فلان و مولای فلان. معنای دوم می گوید: و یکون المولی الولی. ولی شخص را مولی می گویند. این تعبیرش در زبان فارسی هم است. اگر بچه به مدرسه برود و به او بگویندکه برو ولی ات را بیاور، یعنی برو پدرت را بیاور، مادرت را بیاورد. یعنی کسی که ولایت دارد. این هم کلمه مولی. بعد می گویدکه قال الله عزو جل ذلک بأن الله مولی اللذین آمنوا وأن الکافرین لامولی لهم. معنا لاولی لهم. این یک معنا.

معنای بعدی که در صفحه 125 می گوید: و یکون المولی ابن العم. پسر عمو را هم مولی می گویند. در قرآن هم می گوید که يَوْمَ لاَ يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً مولی از مولای دیگر نمی تواند بی نیاز کند. می گویند که اینجا مولی به معنای پسر عمو است. تا اینکه می گویدکه معنای چهارم اینکه مولی یعنی الاولی. معنای به معنای اولی در تصرف است. الاولی. دلیل شما چه است؟ قال الله عزّ و جلّ النَّارُ هِيَ مَوْلاَكُمْ این آیه را هم ان شاء الله بررسی خواهیم کرد. در این آیه النَّارُ هِيَ مَوْلاَكُمْ که خطاب به کافران و منافقان است، آتش جهنم و جهنم مولای شما است. این چه معنایی دارد که مولای شما است. نه می تواند به معنای  دوستی باشد و نه به معنای نصرت و یاری. چون که جهنم به امر خدا است. جهنم تحت فرمان خدا است. مثل دیگر فرشتگان که به امر خدا مشغول کار هستند. آیا ممکن است که جهنم که به امر خدا است، بیاید کافران را دوست داشته باشد؟ به معنای دوستی نیست و به یاری هم نیست. شما روید سوال کنید که آیا کسی قبول دارد که جهنم یاری کننده کافران است. پس این به چه معنا است که النَّارُ هِيَ مَوْلاَكُمْ. به معنای اولیا به تصرف است. یعنی سزاوار شما جهنم است. هیچ چیز سزاوار شما نیست مگر جهنم. الان در محاورات عرفیه هم هست. می گویند که فلانی جهنم حقش است. یعنی جهنم سزاوار او است. بعد چند معنای دیگر هم نقل می کند. به معنای حلیف یعنی هم پیمان. الجار. یعنی همسایه و یکون المولی الصهر. از این میان معانی در کتاب الظاهر آورد که مولی به معنای اولی به تصرف هم آمده است در لغت عرب. در منابع دیگر هم اگر بخواهیم ببینیم. در تفاسیر اهل سنت. البته من قبل از اینکه بیاورم، یک عبارتی نقل کنم. خیلی جالب است. از ابن حجر هیتمی که منکر می شود. ابن حجر در کتاب صواعق المحرقه که این کتاب بر ردّ شیعه است، در جلد اول که چاپ عربستان است، از صفحه 108 این کتاب بحث حدیث غدیر که من کنت مولاه را مطرح می کند و می گوید که این نمی تواند دلیل بر آنچه شیعه در حدیث غدیر ادعا دارد، باشد؛ چرا؟ علی أنّ کون المولی بمعنی الامام. اولا ما نگفتیم که مولی معنای مترادفش امام است. ما این را نگفتیم. ولایت و مولی یکی از لوازمش امامت است، نه اینکه خودش امام ت است و این خیلی فرق می کند. بین لوازم یک شیء. مثلاپیامبری که می گوئیم که پیامبر اکرم پیامبر است، یکی از لوازم پیامبری عصمت است، اما عصمت خود امامت نیست. هر پیامبری معصوم است. چون از لوازمش است. اما هر معصومی پیامبر نیست. یکی از لوازم پیامبر بودن بحث مطاعیت است. اطاعتش واجب است. مطاع بودن از لوازم پیامبری است، اما پیامبری مساوی مطاع بودن نیست. یعنی هر کسی که واجب الاطاعه است، لازم نیست که پیامبر باشد. چون چه بسا از لوازمش است. ما نمی توانیم لازم یک شیء را خود آن شیء قلمداد کنیم. در اینجا یکی از لوازم ولایت امامت است. یکی از لوازم امامت خلافت است. یکی از لوازم امامت حجیت است. یکی از لوازم امامت مطاعیت است. اینها لوازمش هستند و خودش نیستند. پس این مغالطه است. یک وقت هایی همین وهابیت می آیند می گویند که شما گفته اید  که من کنت مولاه، اما من کنت مولاه گفته است و نگفته است که من کنت خلیفته. ما نمی گوئیم که ولایت به معنای خلافت است. می گوئیم که خلافت لازم ولایت است. از لوازم آن است. بعد می گوید که در لغت نیامده است که ولایت به معنای امام است. این ادعا را ما نکردیم. کسی ادعا نکرده است که در لغت به همان معنی است. أما الثانی فواضح و أما الاول. بعد می گوید که فلأن أحدا من ائمة العربیه. هیچ کدام از علمای اهل نگفته اند که مفعل به معنای أفعل بیاید. مفعل یعنی مولی. کلمه وَلِی بیاید به باب مفعل می شود مولی.

کسی نگفته است که همین به معنای افعل التفضیل بیاید، افعل می شود اولی. مفعل به معنای أفعل، مولی به معنای اولی است. کسی این را ادعا نکرده است و بعد خودش گیر می کند. به خاطر همین آیه قرآن النَّارُ هِيَ مَوْلاَكُمْ. می گوید که اگر کسی اشکال کند که در این آیه چطور توضیح می دهید و چطور بیان می کنید؟ مأواکم النَّارُ هِيَ مَوْلاَكُمْ. مأواکم یعنی جایگاه شما جهنم است و آن سزاوار شما است. می گوید که این مقرّکم او ناصرتکم. مراد از مولی یعنی مقر و جایگاه شما است. ببینید اصلا مقر همین آقایی که می گوید که در زبان عربی هیچ کس نگفته است که امام به معنای ولی است، آیا شما که این اشکال را می کنید، یک کتاب لغت بیاورید که مقر به معنای مولی باشد. همین اشکالی که خودش می گیرد. شما می گویید که در زبان عربی نیامده است که امام به معنای ولی است. پس آیا در زبان عربی آمده است که مأوی یا مولی به معنای مقر است؟ او ناصرتکم. جدای زبان عربی اینکه مختص باشد و محصور باشد مولی به بحث نصرت. این یک اشکال. اشکال دوم همان که ما گفتیم. جهنم نمی تواند یاری دهند کفار باشد. اصلا غلط است. چون جهنم به امر خدا است و اینها هم کافر هستند. نمی توان گفت که فرشته ای و چیزی به امر خدا است تکوینا، یاری دهنده کافران باشد. بعد خودش هم به خاطر اینکه متوجه است که این حرفش خیلی خنده دار است، مجبور شدکه بیاید معنای مجازی پیدا کند. افتاد به تأویل کردن. گفت که این مبالغه است. یعنی آن قدر جهنم یاری دهنده آنها نیست که انگار هست. واقعا خنده دار است که خودش باید توضیح دهد که چه کار کرد.

مجری:

 با هیچ عقل و منطقی جور در نمی آید. یعنی چه؟

استاد هاشمی:

اینکه خدا در مبالغه نصرت به آنها می گوید که جهنم مولای شما است به خاطر مبالغه در نصرت. اصلا واقعا خنده دار است. در کدام بحث علمی، کدام منطق علمی می شود این را توجیه کرد و وقبول کرد؟ این هم فقط به خاطر عناد، لجاج و دوری از حدیث غدیر است. در منابع اهل سنت اگر تفاسیر را نگاه کنید، اجماع همه علمای تفسیر بدون استثناء، همه علمای تفسیر اتفاق نظر دارند که هی مولاکم به معنای اولویت است. من چند نمونه خدمت شما می آورم. در تفسیر حقائق التفسیر، الامام أبی عبدالرحمن محمد بن الحسین بن موسی الأدی السلمی. متوفای قرن پنجم. در جلد دوم این کتاب که چاپ دارالکتب العلمیه است، در صفحه 309 این کتاب در مورد همین آیه می گوید: مأواکم النار هی مولاکم و بئس المصیر. مأواکم النار أی اولی الاشیاء بکم. مولی را به اولویت تفسیر کرد.

تفسیر بعدی تفسیر سمرقندی است که در جلد سوم که چاپ دارالکتب العلمیه بیروت است، در صفحه 326 می گوید: مأواکم النار یعنی مسیرکم الی النار. یعنی جایگاه و نهایت شما جهنم است. هی مولاکم، یعنی هی اولی بکم. مولاکم یعنی اولی بر شما است.

تفسیر بعدی تفسیر القرآن، شیخ الاسلام حجة اهل السنه و الجماعه بالمظفر السمعان. تفسیرسمعانی است. از تفاسیر معتبر اهل سنت است. دار الوطن است. در جلد پنجم این کتاب در صفحه 371 می گوید: وقوله هی مولاکم أی اولی بکم. بحث اولویت را گفت و اینکه مولی به معنای اولی است.

تفسیر غشیری جلد سوم تفسیر قشیری دارالکتب العلمیه، در صفحه 286 این کتاب می گوید: و هی مولاکم أی هی اولی بکم.

در تفسیر الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز. تفسیر واحدی است. واحدی سه تفسیر دارد که این تفسیر وجیز است.

مجری: 

باز هم برادران اهل سنت.

استاد هاشمی:

همه اینها از منابع اهل سنت است. در جلد اول این کتاب در صفحه 1068 این کتاب تفسیر می گوید: مأواکم النار، منزلکم النار. جایگاه شما جهنم است. هی مولاکم اولی بکم.

در جاهای دیگر هم هست. این کتاب تفسیر غریب ما فی الصحیحین از علمای اهل سنت می گوید: والمولی الاولی بک و دلیله قوله مأواکم النار هی مولاکم أی هی اولی بکم.

و همین طور منابع دیگر این معنا را آورده اند. خیلی از منابع اهل سنت. بنابراین مولی در زبان عربی به معنای اولی به تصرف و لایت در اولویت آمده است. این از لحاظ لغت عربی. بنابراین در لغت عربی آمده است.

اما قرینه ای که در خود حدیث پیامبر صلّی الله علیه وآله هست مبنی بر اینکه پیامبر چه اراده ای کرده است؟ الان مثلا در الفاظ مشترک بر فرض که یک لفظ مشترکی داریم. مثلا این لفظ ولایت که می گویند به معنای تصرف است و اولی است و به معنای دوستی است و به معنای نصرت است و معانی دیگر. کدام یک از این معانی را پیامبر صلّی الله علیه وآله اراده کرده اند؟ آیا این معانی نصرت و اینها را اراده کرده است؟ یک لفظ مشترک است. اگر قبول کنیم که لفظ مشترک است، باید به سخن خود گوینده مراجعه کنیم و ببینیم که آیا قرینه ای د رکلام و صحبت این متکلم است که تأیید کند که کدام یک از معانی را اراده کرده است و یا نه؟ و این خیلی واضح است. مثال بسیار ساده که اگر کسی بگوید که از لفظ شیر که خیلی هم ساده است، کدام یک از معانی آن اراده شده است؟

مجری:

لبنیات است، شیر آب است، شیر در جنگل است.

استاد هاشمی:

ولی اگر بگوید که من یک شیر در جنگل دیدم. با همین عبارت ساده مشخص می شود که مقصود همان حیوان درنده است. خیلی واضح است.

مجری:

در واقع در قالب جمله کاملا مشخص است.

بحث این است که در آن حادثه و در آن اتفاق عزیز غدیر حتما آقا رسول الله در مورد ولایت و در مورد حاکمیت و راجع به جانشینی صحبت کرده اند و حدیث من کنت مولاه را هم بیان کرده اند.

استاد هاشمی: 

حال ما بیائیم دوباره حدیث غدیر را بخوانیم و ببینیم که آقا قرینه ای هست که پیامبر صلّی الله علیه وآله آورده اند که مردم را متحیر نکنند. پیامبر آمده اند که مردم را هدایت کنند یا متحیر کنند؟ اگر پیامبر آمده اند که مردم را متحیر کنند همچنان که این آقایان می گویند، خب دیگر انا لله و انا الیه راجعون. اگر قرار است که پیامبر مردم را هدایت کنند، پس باید کلام پیامبر صلّی الله علیه وآله آن قدر واضح و صریح باشد که مردم متحیر نشوند. مثلا یکی از منابع کتاب المطالب العالیه فی زوائد المسانید الثمانیه است. این کتاب ابن حجر عسقلانی از علمای بزرگ اهل سنت است. صاحب کتاب فتح الباری فی شرح صحیح البخاری. در این کتاب المطالب العالیه می آید در جلد 16 این کتاب، در بحث مناقب صفحه 142 این حدیث را می آورد. عن علی رضی الله عنه. قَالَ: إِنَّ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ حَضَرَ الشَّجَرَةَ بِخُمٍّ پیامبر در جایی به نام خم در کنار درختی حاضر شدند ، ثُمَّ خَرَجَ آخِذًا بِيَدِ عَلِيٍّ رَضِيَ الله عَنْه سپس دست علی را گرفت و گفت: أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أن الله تبارك وتعالى رَبُّكُمْ؟ آیا شهادت نمی دهید که خداوند پروردگار شما است؟ قَالُوا: بَلَى. گفتند بله. قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: " أَلَسْتُمْ تَشْهَدُونَ أَنَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أَوْلَى بِكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ آیا شهادت نمی دهید که خداوند و رسولش نسبت به شما اولویت دارد بر شما؟  وأن الله تعالى وَرَسُولَهُ أَوْلِيَاؤُكُمْ؟ و خداوند و رسولش اولیای شما هستند. فَقَالُوا: بَلَى. قَالَ: " فَمَنْ این فاء تفریع است. یعنی این جمله ای که پیامبر می خواهد بیان کند متفرع بر آن مقدمه ای است که آورده است. مقدمه اآورد که بحث ولایت اولی بالتصرف و بعد فرمود که فمن كَانَ اللَّهُ وَرَسُولُهُ مَوْلَاهُ کدام ولایت؟ همان ولایتی که گذشت، فَإِنَّ هَذَا مَوْلَاهُ پس این مولای او است. بعدا ابن حجر عسقلانی می گوید که هَذَا إِسْنَادٌ صَحِيحٌ. این اسنادش هم صحیح است.

همین مطلب در کتاب فضائل الصحابه احمد بن حنبل در جلد دوم این کتاب چاپ عربستان است که جامعة أم القری للبحث العلمی چاپ کرده است، در صفحه 682 این کتاب این حدیث را نقل می کند. امیرالمؤمنین علیه السلام در ایام خلافتشان مردم را جمع کردند و از آنها اقرار گرفت که چه کسی حدیث غدیر را شنیده است. بعد حضرت سوال می کندکه حدیث غدیر را شما شنیده اید؟ می گوید که سی نفر از مردم بلند شدند و گفتندکه یا علی ما حاضر بودیم آن روز. سی نفر از اصحاب پیامبر. این خبر متواتر است. سی نفر در آنجا حاضر بودند. چه رسد به افرادی که در مدینه، در مکه و آنهایی که اصلا شهید شده اند و کشته شده اند و نیستند. فقط سی نفر در آن روز حاضر بودند و شهادت دادند که این حدیث را از پیامبر شنیده اند. این دلالت بر صحت حدیث غدیر می کند. پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله این را فرموده اند:أتعلمون أنّی أولی بالمؤمنین من أنفسهم؟ آیا نمی دانید که من نسبت به خود مؤمنان اولویت بر آنها دارم. هر کسی نسبت به خودش ولایت دارد. من انگشتری دارم، می توانم بفروشم، هدیه بدهم. کسی هم نمی تواند جلوی من را بگیرد. چون این ملک من است. ولایت دارم بر این وسائل شخصی خودم. ولی قرآن کریم می فرماید که النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ. پیامبر ولایت بر مؤمنین دارد و ولایت پیامبر اولویت دارد و مقدم است بر ولایت مؤمنین بر خود مؤمنین. همین انگشتر را پیامبر می تواند بگویدکه بده به فلانی. من نمی توانم به پیامبر بگویم که من ولایت دارم. خدا می گوید که ولایت پیامبر نسبت به تو از خودت بر خودت مقدم است. این طور ولایت دارد. همین ولایت که أولی بالمؤمنین من أنفسهم آیا این ولایت را بر شما ندارم؟ قالوا: بلی یا رسول الله. اقرار کردند. قال: من کنت مولاه فهذا مولاه. همین ولایتی که من بر شما دارم، علی هم دارد. همین ولایت پیامبر صلّی الله علیه وآله.

مجری:

استاد خیلی واضح است.

استاد هاشمی: 

نمی دانم که پیامبر با چه زبانی باید بگوید.

مجری:

دیگر با چه زبانی و با چه بیانی؟

استاد هاشمی: 

بعد همین حدیث را احمد بن حنبل در کتاب فضائل الصحابه که آورده است، محقق کتاب می گوید که اسناده صحیح. سند این حدیث صحیح است. این یکی از قرائنی که در این حدیث است. قرائن هم خیلی مشخص و واضح.

مجری:

من یک نکته ای را می خواهم بگویم. ان شاء الله که درست باشد. آن آقائی که نشسته است و صحبت از این می کنند، اگر فرزندت مدرسه اش از او خواست که با ولی برود و دوستش را برد، تو ناراحت نشو. چون با این فرمول تو حقی و ولایتی بر فرزندت نداری و او می تواند دوست خودش را ببرد.

یک برنامه ای را ببینید.

کلیپ:

+مگر خود پیامبر ولایتی بر مردم داشته است که بخواهد جانشین انتخاب کند.

-          بله بله داشته است. خداوند این را به او داده است. إنّما ولیّکم الله و رسوله.

+اصلا من می خواهم این سوال را کنم که مگر خود پیامبر از طرف خداوند ولایت و سرپرستی نسبت به مردم داشته است که بخواهد جانشینی برای خودش انتخاب کند.

-          خیر حضرت رسول مأموریت ابلاغ دین را داشته است.

-          بله بله داشته است. خداوند این را به او داده است. إنما ولیکم الله و رسوله. خداوند این ولایت را به ایشان داده است.

-          خیر حضرت رسول مأموریت ابلاغ دین را داشته است.

-          این ولایت را خدا به ایشان داده است.

مجری:

در یک شبکه و در یک برنامه دو مورد. بالاخره آقا رسول الله ولایت داشته اند یا نداشته اند؟

استاد هاشمی: 

بسم الله الرحمن الرحیم یکی از تناقضاتی که این آقایان دارند. آن هم به خاطر اینکه نمی خواهند اعتراف کنند به ولایت آقا امیرالمؤمنین سلام الله علیه.

یک نکته ای هم که خیلی جالب است. آقایان می گویندکه ولایت به معنای نصرت و محبت است. معنی این حرف چیست؟ معنای این حرف این است که اگر به معنای محبت و یاری و نصرت است، می توانید که هر جایی که واژه نصرت و محبت به کار رفته باشد، از واژه ولی استفاده کنید و بگذارید. مرادف هستند. مثلا من نسبت به ایشان محبت دارم و نصرت دارم، در صورتی که مرادف باشد می تواند جایگزین باشد. هم معنا هستند. این می تواند جای آن را بگیرد. اما در قرآن که می بینیم که الفاظ نصرت و یاری هستند با ولایت اختلاف دارند، به این معنا که نمی توان بعضی جاها کلمه ولی را جایگزین نصیر و محب قرار دهیم. مثلا یک مورد برای شما مثال بزنم. مثلا این آیه قرآن که در سوره آل عمران است که قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ اگر واقعا شما خدا را دوست دارید، فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ از من از اطاعت کنید تا خدا هم شما را دوست داشته باشد. اگر خدا را دوست دارید، یعنی خداوند مورد محبت شما قرار گرفت، یعنی ممکن است و می شود که خداوند مورد محبت قرار گیرد. همچنان که شما هم مورد محبت خداوند قرار می گیرید. آیا می توان ولی را هم به جای این گذاشت؟ آیا می شود خداوند مورد ولایت کسی قرار گیرد؟ می شود گفت که هم چنان که ما مورد ولایت خداوند هستیم و تحت ولایت خداوند هستیم، در مقابل خداوند هم مورد ولایت و تحت ولایت ما قرار گیرد؟ نمی شود جایگزین کرد. پس ولایت با نصرت با محبت فرق می کند. متوجه شدید؟

مجری:

کاملا.

استاد هاشمی:

مورد دوم در سوره محمد صلّی الله علیه وآله. می گوید: إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ اگر خداوند را یاری کنید خداوند هم شما را یاری می کند. جایگزین کنیم. آیا ولایت هم می تواند از همین مقوله وارد شده و صحبت کنیم؟ بگویید که هر کسی که خداوند ولی او است، هم ولی خدا است یعنی ولایت بر خداوند دارد.

مجری:

جنبه کفر پیدا می کند.

استاد هاشمی: 

کفر می شود. ممکن است که کسی بگوید که همچنان که من تحت ولایت خداوند هستم، خداوند هم تحت ولایت من است. نصرت می شود. می توان گفت که من می خواهم خدا را یاری کنم. می خواهم خدا را دوست داشته باشم. یعنی خداوند مورد محبت من قرار گیرد. خدا مورد نصرت و یاری من قرار گیرد. اما نمی تواند بگویدکه خداوند مورد ولایت من قرار گیرد. حال کسی ممکن است که شبهه ای برایش پیش بیاید که پس چطور شما می گویید که علی ولی الله؟ أشهد ان علیا ولی الله. آیا علی هم ولایت بر خدا دارد؟ می گوئیم که نه.  این ولایت اضافه ملکی است. یعنی علی ولی بر ما است و این ولایت را منشأو اساس و ریشه این ولایت را از خداوند گرفته است. این اضافه به خدا است. مثل اینکه کعبه بیت الله است. یعنی ملک خداوند است. وقتی که می گوئیم که عالم همه اش ملک خداوند است، این اضافه ملکیه است. نه اینکه علی بر خداوند ولایت دارد. شما یک وقت می گویید که علی ولینا. این به چه معنا است؟ یعنی ما تحت ولایت حضرت علی قرار گرفتیم. اما اگر اضافه به خداوند شود، اضافه ملکیت می شود. پس نسبت فرق کرد. پیامبر صلّی الله علیه وآله در همین آیه که إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ یعنی شما تحت ولایت خداوندقرار دارید. اما کسی بگوید که من ولی  خداوند هستم، اگر مقصود او این است که خداوند مورد ولایت تو است، تحت ولایت تو است، این کفر است. اما اگر بگویی که من ولی خداوند هستم، یعنی من ملک خداوند هستم، من تحت ولایت خداوند هستم اشکالی ندارد. علی ولی الله است، پس دو صورت دارد. یک مورد ولایت خدا است. دو یعنی ملک خداوند است. ولی که ولایتش ملک خدا است. ولی که ولایتش از خداوند گرفته شده است. یا اضافه ملکیه است و یا اضافه نشویه است. یعنی منشأ و اساس آن از خدا است. این هم یک قرینه دیگری بر اینکه ولی به معنای نصرت و محبت مرادفش نیست بلکه از لوازمش است. یعنی هر کس که ولی به معنای سرپرست است، لازمه اش محبت است. اگر کسی قبول کندکه پیامبر صلّی الله علیه وآله صاحب اختیار او است، اگر کسی ولایت پیامبر را به معنای اولویت قبول کند، لازمه اش این است که پیامبر را هم دوست داشته باشد. لازمه اش این است که پیامبر را هم یاری کند. نه اینکه بگوید که چون پیامبر صلّی الله علیه وآله ولی من است، من فقط در حد ولایت پیامبر را قبول دارم. صاحب اختیار من است، اما محبت و نصرت هم نیست. می گوید که محبت هست و یاری هم هست. اینها از لوازمش است. این هم از این قرینه.

یک قرینه مهم دیگری بر اینکه روز غدیر خود صحابه چه فهمیدند. خود پیامبر صلّی الله علیه وآله وقتی که فرمودند که آیا من صاحب اختیار شما هستم یا نیستم، گفتند بله. این قرینه است بر اینکه مقصودشان از ولایت صاحب اختیاری و اولی به تصرف است. خود صحابه ای که آن روز بودند، چه فهمیدند از ولایت؟ آیا همان بحث نصرت و یاری و محبت را از کلام رسول خدا صلّی الله علیه وآله فهمیدند و یا اینکه همان معنای سرپرستی و صاحب اختیاری را فهمیدند. بیائیم به یکی از چیزهایی که آن روز صحابه فهمیدند که علی ولی و صاحب اختیار است، همین تبریک گفتن صحابه به حضرت علی سلام الله علیه است.

مجری:

در روز عید غدیر.

استاد هاشمی:

بعد از اینکه پیامبر صلّی الله علیه وآله اعلام کردند، صحابه آمدند و تبریک گفتند. یکی از کسانی که تبریک گفته اند را روایتش را بخوانیم. در کتاب فضائل الصحابه احمد بن حنبل جلد دوم است که چاپ عربستان هم است. احمد بن حنبل در کتاب فضائل الصحابه در صفحه 610 کتاب این روایت را می آورد. فقال ألست أولی بالمؤمنین من انفسهم، قالوا بلی. من صاحب اختیار شما نیستم گفتند بله.قال هذا مولی من أنا مولاه. این ولی کسی است که من ولی اویم. اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فلقی عمر فقال هنیئا لک یا ابن ابی طالب. همان روز عمر آمد پیش امیرالمؤمنین علیه السلام و قال هنیئا لک. مبارک تو باشد. یا ابن ابی طالب أصبحت و امسیت کل مؤمن و مؤمنه. گشتی. الان شدی. یعنی سابقا و دیروز و پریروز نبودی. أصبحت. در زبان معنای تحت اللفظی یعنی صبح کردی. امسیت یعنی شام کردی. ولی معنایش این است که از امروز این اتفاق افتاد که أصبحت و أمسیت مولی کل مؤمن و مؤمنة. مولای هر مؤمن و هر مؤمنه ای شده ای. این چه ولایتی است که دیروز نبود و امروز حاصل شد؟

مجری: 

در واقع استارتش از امروز اتفاق افتاد.

استاد هاشمی: 

اگر همان معنای محبت و یاری است که از قبلش بوده است. لازم نیست که امروز اتفاق بیفتند. پس خود صحابه هم از این ولایت این را فهمیده اند. خود صحابه این را فهمیده اند. این قرینه.

قرینه بعدی بر اینکه ولایت اینجا به معنای محبت و  دوستی نیست و نصرت نیست اینکه خیلی از علمای اهل سنت تصریح کرده اند که حدیث غدیر یکی از فضائل حضرت علی است. کجای این فضیلت است که اگر پیامبر جمع کرده است که ای مردم علی را دوست داشته باشید. خوب سلمان را هم باید دوست داشته باشند، عمار را هم باید دوست داشته باشند. هر مؤمنی را باید دوست داشته باشند. اگر بحث یاری و نصرت است، بقیه صحابه هم در این شریک هستند. چه هست که پیامبر صلّی الله علیه وآله فقط این را مختص حضرت علی کردند و این چه فضیلتی است که فقط برای حضرت علی علیه السلام ثابت شد؟

مجری:

با این فرمول باید در آن روز عید غدیر دست تک تک صحابه را بالا می بردند.

استاد هاشمی: 

همه در این مساله شریک هستند. اگر پیامبر بگویند که این فضیلتی برای علی است که علی را  دوست داشته باشید. بقیه هم در این شریک هستند. چه پیامبر این را بر زبان جاری کند و چه نگوید، برای همه صحابه هم ثابت است و لذا یکی از علمای اهل سنت به این نکته هم اشاره کرده اند. در کتاب شرح مذاهب اهل السنة و معرفة شرائع الدین و التمسک بالسنن، ابی حفض عمر بن احمد بن عثمان یکی از علمای بزرگ اهل سنت است که در این کتاب شرح مذاهب اهل السنه در صفحه 103 این کتاب می گوید که فضیلة لعلی بن ابی طالب. یک فضیلتی برای حضرت علی علیه السلام و همین بحث غدیر را می آورد. بعد می گوید که تفرد علی بهذه الفضیلة. این فضیلت مختص حضرت علی است و در این فضیلت هیچ کس شراکت ندارد. لم یشرکه فیها احد. هیچ کس با او شریک نیست. اگر بحث محبت و نصرت است، همه صحابه با حضرت علی شریک اند در این فضیلت. این یک مطلب.

همچنین در کتاب جمهرة اللغه لابی محمد بن الحسن الدرید. کتاب لغوی است که خیلی از اصطلحات لغوی را آورده است و توضیح داده است. متوفی قرن چهارم است. در جلد اول این کتاب، در صفحه 108. در بحث واژه خم می گوید که غدیر معروف. چشمه آب معروفی است. و هو الموضع الذی قام فیه رسول الله صلّی الله علیه وآله خطبا یفضل امیرالمؤمنین. جایی است که پیامبر ایستادند و جایی است که امیرالمؤمنین را تفضیل م دهد. یفضّل یعنی او را برتری می دهد. أفضلیت می دهد. یفضّل علی بن ابی طالب علیه السلام. پس وقتی که پیامبر تفضیل می کند برای چه است؟ بحث محبت و یاری که همه شریک اند.

مجری:

در واقع یک محبتی است که جاری و ساری است به همه کسانی که حداقل مسلمان شده اند. در حجةالوداع همراه آقا رسول الله بودند.

ما چهارچوب بحثمان مشخص شد و همیشه و همیشه از جانب انصاف نگاه کردیم مبنی بر اینکه دوستان می توانند سوالات خودشان را هم بپرسند. یعنی صدای گرم شما عزیزان می تواند فضای برنامه ما را به گونه ای علمی تر پیش ببرد. در راستای همین سیاست دوستان زیرنویس می کنند شماره تلفنی را که در خدمت شما عزیزان است و می توانید تماس بگیرید. برادران اهل سنت، برادران شیعه. حتما حتما نظر، پیشنهاد، یا اگر سوالی را دارند حتما بپرسند.

استاد نکته ای هست.

استاد هاشمی: 

من خدمت شما هستم اگر تماسی هست.

مجری:

ظاهرا یک میان برنامه ای را داریم. ببینیم و با شما هستیم. اینجا فرکانس تاریکی است.        

السلام علیک یا امام جواد. امیدواریم که به حق جوان ترین  شهید اهل بیت آقا امام جواد خدا همه عزیزانی را که اعتقاد قلبی و عملی دارند و به خصوص جوانان که به هر حال در ایامی که عاشورا می شود، تاسوعا می شود، محرم می شود، حضور کسانی که جوان هستند و محبت و گرامی داشت اهل بیت را در قلب و روح و جان خودشان دارند، یک حال و هوا و شور و انگیزه ای دیگر دارد. از طرفی با شرائطی که رقم خورده است، امیدواریم که خود حضرت امام حسین علیه السلام نظر کنند. با توجه به اینکه یک ماهی بیشتر تا بحث محرم و آغاز قیام حضرت اباعبدالله الحسین نمانده است، ان شاء الله که یک جای دیگر کار از دست بنده خدا برنمی آید. عنایت خداوند متعال و اهل بیت را می طلبد مبنی بر اینکه این بساط ویروس منحوس برچیده شود. یک طوری شود که هیئت ها از ما گرفته نشود. یک طوری شود که اشک اباعبدالله الحسین از ما گرفته نشود. نمی خواهم به او بگویم که به عنوان بدی یاد کنم. اما شب های قدری که پشت سر گذاشتیم و این که کنار هم نبودن ها و کنار هم ننشستن ها و شب را به صبح کردن خدای ناکرده در فضای محرمی که پیش رو داریم پیش نیاید و امیدواریم که با رعایت پروتکل های بهداشتی با زدن ماسک، حق الناس را که باید رعایت کنیم، مبنی بر اینکه حتما ماسک بزنیم. کما اینکه در این کلیپ دیدیم که دوستانی که داشتند در رابطه با آقا امام جواد علیه السلام داشتند عزاداری می کردند به نشانه اینکه بعضی جاها واقعا حق الناس برایشان مطرح است، ماسک می زنند و رعایت می کنند تا شیعه ای و بنده ی خدایی درگیر این بیماری نشود. به اندازه وسعمان. حال که کاری به لحاظ درمانی و اینها از ما برنمی آید. یک مقدار مراعات کنیم.

استاد در خدمت شما هستیم اگر نکته ای دارید.

استاد هاشمی: 

سلمکم الله. بسم الله الرحمن الرحیم. یکی از اشکال هایی که معمولا بعضی از آقایانی که دلالت و مضمون حدیث غدیر را منکر هستند می گویند که اگر بپذیریم که خداوند و پیامبر در روز غدیر به حضرت علی ولایت تصرف را داده اند اینجا یک تعارض پیش می آید. اینکه پیامبر ولایت دارد و علی هم ولایت دارد. اینها تعارض است. قابل جمع نیست.

مجری:

یعنی می فرمایید که دوگانگی مدیریت نمی شود.

استاد هاشمی: 

دو رهبر که نمی شود در یک جامعه باشد. این اشکالی که معمولا مطرح می کنند. پس این ولی به معنای سرپرستی نمی تواند باشد.

مجری:

باز برمی گردند به سر خانه اولشان.

استاد هاشمی:

در جواب، جواب های مفصلی است که من یک جواب دهم. اولا اینکه قبول دارید که خداوند رهبر و ولی و سرپرست هست یا قبول ندارید. باید بگویند که قبول داریم. پیامبر چه طور؟ سرپرست و رهبر هست یا نه؟ آیا اینها تعارض دارند با وجود سرپرستی و رهبری خداوند، پیامبر هم داشته باشد، می گویند نه. تعارضی نیست چون این به اذن خداوند است. همچنین ما هم می گوئیم که حضرت علی علیه السلام ولایت دارد ولی در طول ولایت پیامبر صلّی الله علیه وآله و هیچ گونه تعارضی هم با پیامبر ندارد. ممکن است که حضرت علی هم ولایت داشته باشد ولی ولایتش با ولایت پیامبر صلّی الله علیه وآله هیچ گونه تعارضی هم ندارد.

مجری:

حال یک نکته ای می ماند. در ذهنم باشد. یک تلفن داریم. جناب آقای کنعانی از کردستان. سلام علیکم وقت شما بخیر باشد.

تلفن:

سلام دارم خدمت حاج آقای هاشمی. من یک سوال برایم پیش آمده است که شبکه های وهابی بیشتر به آن مانور می دهند که می خواستم جوابش را از حاج آقا بشنوم. اینها بیشتر سوالشان این است که اگر حضرت علی ولایت تکوینی داشت و از طرف خدا منصوب شده بود، چرا یک بار خود ایشان به ولایت خودش اشاره نکرد و چرا در نهج البلاغه هم خودش فرموده است که من ولایت ندارم. اگر جواب لطف کنید ممنون می شوم.

مجری:

بسیار عالی. آقای قاسمی سلام علیکم.

تلفن:

السلام علیکم و رحمة الله. من سوال داشتم. جناب خدا می فرماید که من فقط حدیث های قرآن را قبول دارم. می فرماید که إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ تَنْزِيلاً فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لاَ تُطِعْ مِنْهُمْ یعنی از هیچ کس غیر از قرآن پیروی نکن.آثِماً أَوْ كَفُوراً هر کس از غیر قرآن پیروی کنی هر کسی که باشد، پیامبر، امام، امامزاده باشد، می گوید که این کار یا حرام است و یا کافر است. بعد جای دیگر هم تعریف می کند که صحبت رسول را می کند می فرماید که رسول من الله. رسولی از جانب خدا است. من انفسکم. یعنی از جنس شما. منکم یعنی از جانب شما. می فرماید که رسول من الله. رسولی از جانب خدا است که یتلو صحفا مطهرة. فقط این آیات پاک قرآن را تلاوت کند. یعنی معصوم فقط خود قرآن است. کلام خدا است. فرق نمی کند. تورات، انجیل یا هر چیزی. فیها کتب قیّمة. هر چیزی که در قرآن گفته است راست است. باز می فرماید که إنّه لقول لرسول کریم. سخن رسول کریم من فقط همین قرآن است و ما هو بقول شیطان الرجیم. این قرآن سخن شیطان رجیم نیست. به همین خاطر می گوید که و من أصدق من الله حدیثا. خدا می فرماید که من در قرآن دو نوع ولایت مشخص کردم. یک ولایت به معنای رفیق است. وقتی خدا با بقیه می آید یعنی رفیق. اگر به تنهایی بیاید یعنی به معنای سرپرست است. آیه اش را برای شما می خوانم. خدا به پیامبر می فرماید که قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِيّاً آیا من غیر از خدا ولی انتخاب کنم. یعنی پیامبر و پیامبر زاده و امام و امامزاده.

مجری:

آقای قاسمی زمان ما یک مقدار محدود است.

استاد نکته ای شما دارید. سوالی دارید.

استاد هاشمی:

حقیقتش من زیاد متوجه نشدم که ایشان آیاتی که آورده اند هیچ گونه ارتباطی با چیزی که ادعا کردند ندارد. ببینید همین آیه ای که فاصبر لحکم ربّک و لاتطع منهم آثما أو کفورا می خواهید چه چیزی را با این آیه منکر شوید؟

تلفن:

می خواهد بگوید که غیر قرآن، آیات دیگر را هم من خواندم. خد می فرماید که شما هر چه در مسائل عقیدتی می خواهید بگویید فقط باید از طریق قرآن بگویید. قرآن می فرماید که من برای شما دو نوع ولی مشخص کردم.

استاد هاشمی:

آقای قاسمی بحث اینکه ما فقط از قرآن می گیریم، این آیاتی که خداوند دستور داده است که از پیامبر هم حرف شنوی و اطاعت داشته باشیم، آنها را چه کار می کنید شما؟

تلفن:

گفته است که اطیعوا الرسول، نگفته است که اطیعوا محمد، اطیعوا موسی. نگفته است که اطیعوا عیسی. گفته است که اطیعوا الرسول.

استاد هاشمی:

آیه گفته است که رسول را فقط بخش قرآنش را اطاعت کنید یا اینکه مطلق آمده است.

تلفن:

رسول را تعریف کرده است. گفته است که رسول من الله. رسولی از جانب خدا است.

استاد هاشمی:

صبر کنید. مگر رسول فقط پیام قرآن را برای مردم می رساند.

مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.

تلفن:

این در مورد اموال فیء است.

استاد هاشمی:

آیه ای که می گوید:  لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ. آن را شما چه می گویید.

تلفن:

أولی را بگویم. می گوید مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ این فاء دارد یعنی قبلش را شما باید بخوانید. اگر قبلش را نخوانید آیه را قیچی کرده اید. الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ فَوَ رَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ.

استاد هاشمی:

آقای قاسمی! الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ همین کاری است که حضرت عالی دارید انجام می دهید. این همه آیاتی که خداوند دستور داده است که از سنت پیامبر اطاعت کنید. به حرف های پیامبر گوش دهید. آیه ای در سوره نحل می فرماید که أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ. قرآن را نازل کردیم که تو پیامبر برای مردم بیان کنی و شرح دهی. پس شرح و بیان پیامبر حجت است. پس شرح پیامبر غیر از قرآن کریم است.

تلفن:

خدا می فرماید که لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ بقیه اش را هم بخوانید. لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ. این قوه بیان است.

استاد هاشمی:

صبر کنید آقای قاسمی. شما قبول دارید که خداوند قرآن را نازل کرد تا پیامبر آن را بیان کند. یعنی قران به تنهایی حجت نیست. قرآن وقتی حجت است که بیان پیامبر، شرح پیامبر و تفسیر پیامبر در کنار آن باشد.

مجری:

جناب قاسمی من یک موردی را بگویم؟ اول اینکه از تماس شما بسیار ممنونم. اینکه توجه دارید و متشکرم.

شما روی خط باشید. پاسخ استاد را کامل اجازه دهید که کلام منعقد شود و وسط صحبت های هم وارد نشوید. کما اینکه ما کامل صحبت های حضرت عالی را اگر هم گوش ندادیم قول می دهیم که کامل گوش دهیم.

استاد نکته ای را که دارید به صورت کامل بیان بفرمایید.

استاد هاشمی: 

اولا اینکه قرآن کریم وقتی در این آیات بسیار دستور به اطاعت از پیامبر داد و هیچ گونه تقییدی نزده است که فقط بخش قرآن را اطاعت کنید و اگر پیامبر چیزی بگوید اطاعت نکنید. ابدا این طور نیست. و لذا به خاطر همین در آیه سوره نساءآیه 64. وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ما هیچ پیامبری را برای مردم نفرستادیم مگر اینکه پیامبر اطاعت شود. مگر همه پیامبران قرآن داشته اند؟ مگر همه پیامبران کتاب آسمانی داشته اند؟ پیامبرانی که کتاب آسمانی داشته اند معدود هستند. صدو بیست و چهار هزار پیامبر هستند. آیا همه شان قرآن و کتاب آسمانی داشته اند که شما بگویید که فقط به کتاب آسمانی اطاعت کنید. نخیر. .این طور نیست. خداوند دستور داده است که هر پیامبر هر چه بگوید باید اطاعت کنید. هر چه نهی کند هم باید ترک کنید.

مجری:

صحبت شما استاد تمام است؟

می شنویم جناب قاسمی. شما صحبت کنید.

تلفن:

وَ مَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ. می گوید آن جایی که من اذن دادم از رسول اطاعت شود. خدا به پیامبر اذن داده است.

استاد هاشمی:

نخیر.

تلفن:

شما گفتید و من گوش کردم و حال من می گویم و شما گوش کنید. وَ إِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ. وقتی قرآن خوانده می شود ساکت شوید که من حرف بزنم. چون هدف من این است که  درد خودم را حل کنم.

استاد هاشمی:

آقای قاسمی هدف این است که به نتیجه ای برسیم. اگر بنده هم اشتباه می کنم اصلاح می کنم و اگر حضرت عالی هم اشتباه می کنید باید اصلاح کنید.

آیه نمی گوید که در آن چیزی که خدا اذن داده است. آیه می فرماید که الا لیطاع باذن الله. این که حجیت دارد بر مردم و اینکه حرف پیامبر حجت است و باید اطاعت شود، به سبب. این باء اذن سببیت است. به خاطر آن اذنی که خداوند داده است. اگر کسی خداوند اذن ندهد، شما نمی توانید از آن  اطاعت کنید. اطاعت کردن به صورت مطلق و بدون هیچ قید و بند فقط از کسی است که خداوند اذن دهد. پس این آیه خداوند به پیامبران این حق را داده است که صحبت کنند و مردم هم باید اطاعت کنند.  از همه پیامبران. می شنوم.

تلفن:

عرض کنم خدمت شما.

خدا می فرماید که اگر کسی از قول پیامبری حدیثی بگوید که در قرآن نیست، او مشرک است.

استاد هاشمی: 

نه. بحث قرآنی می خواهند بحث کنند. همین تفکر قرآنی را. اشکال ندارد. روایات را بگذارید کنار. از همین قرآن بحث کنیم. این آیه را شما توضیح دهید. همین آیه. ما آیه آوردیم شما می گویید که اگر پیامبری غیر از قرآن بیاورد و مردم اطاعت کنند مشرک هستند. یک سوال از شما می کنم. حضرت لوط یا حضرت صالح یا حضرت شعیب قرآن داشتند و آن مردمی که از آنها اطاعت کردند و یا اطاعت نکردند حکمشان چیست؟

تلفن:

عرض کنم. پیامبرانی که کتاب نداشته اند، معجزه آنها عملی بوده است. مثلا صالح که ادعا می کند که من پیامبر خدا هستم، برای اثبات کار خود شتری می آورد.

استاد هاشمی:

پس شما قبول کردید که حجیت مختص به کتاب و قرآن نیست. فعل پیامبر و گفتار پیامبر هم حجت است. شما می گویید که کتاب آسمانی باید داشته باشد. باید قرآن باشد. غیر از قرآن همه چیز باطل است. آیا شتر قرآن است؟ که نیست. شما می گویید که از یک شتر می شود اطاعت کرد چون شتر آورد پس حجیت دارد. بعد از پیامبر صلّی الله علیه وآله نمی شود اطاعت کرد؟ واقعا متوجه نمی شوم.

تلفن:

خدا می فرماید: مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ كُونُوا عِبَاداً لِي مِنْ دُونِ اللَّهِ می گوید که وقتی من به پیامبری کتاب دادم، حکم دادم.

استاد هاشمی: 

آیه می گوید که مَا كَانَ لِبَشَرٍ أَنْ يُؤْتِيَهُ اللَّهُ الْكِتَابَ تنها نیست وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ. عطف کرد. من به نظرم اشتباهی این آیه را آوردید. اصلا این به ضرر شما است. آیه می گوید که ما پیامبری نفرستادیم که خدا به او کتاب دهد حکم هم بدهد و نبوت هم بدهد و بعد بگوید که بیایید من را بپرستید. نداریم این طور پیامبری را. این حکم و این نبوت غیر از کتاب است یا همان کتاب است؟

مجری:

آقای قاسمی من یک سوال بپرسم؟ بزرگوار شما نماز صبحتان را چند رکعت می خوانید؟

تلفن:

من دو رکعت می خوانم.

مجری:

ان شاءالله که قبول باشد. یک سوالی، کجای قرآن آمده است که نماز صبح دو رکعت است؟

تلفن:

خدا گفته است که پیامبر الگوی شما است. یعنی هر طور که ایشان خوانده است تو هم همان طور بخوان.

دوم:

مجری:

الان که از قرآن خارج شد. مصداق شد علم آقا رسول الله.

تلفن:

من حرف دارم. دلیل دارم.

استاد هاشمی: 

آقای قاسمی سنت پیامبر یا فعل و یا گفتار پیامبر است.

مجری:

شما می فرمایید که فقط قرآن،

تلفن:

حرف بزنم؟

مجری:

جناب قاسمی زمان ما خیلی محدود است و هنوز ده نفر پشت خط هستند. اولا از شما ممنونم به لحاظ اینکه ارتباط گرفته اید با برنامه. مشخص است که وقتی یک موردی را شما مطرح می کنید و استاد پاسخ می دهند یا به هر حال یک مباحثه در این وسط رخ می دهد، غیر ازما کسانی می شنوند و همین فضا و رسالت رسانه ای می رساند که به شدت فضای بازی داریم. اولا از تماس شما بسیار ممنونم. دوست داریم که ادامه بحث را هم داشته باشیم. ممنون از پاسخ شما.

استاد گرامی من برگردم به تلفن اول. فکر کنم که تلفن دوم از آقای قاسمی تشکر می کنم که در بحث قرآن تاحدودی مشخص شد که به هر حال مصداق فقط قرآن نمی تواند باشد. البته ما همین جا جناب آقای قاسمی و دوستان گرامی وقت برنامه محدود است. اما سایت شبکه جهانی ولایت همیشه است. می توانید مراجعه کنید. البته پاسخ های این چنینی در برنامه های پیشین داده شده است. نکته ای که هست، این است که سوال قبلی فرمودند که خود آقا امیرالمؤمنین صحبت از این نکردند که من ولی هستم.

استاد هاشمی: 

در منابع اهل سنت و در منابع ما شیعه الی ما شاء الله موارد زیاد است که حضرت علی علیه السلام استناد کرده اند و احتجاج کرده اند و استدلال کرده اند. حتی در بخاری هم است. در منابع زیادی هست که حضرت علی علیه السلام اعتقاد داشتند که  حق مال ایشان است. من چند مورد از کتاب نهج البلاغه برای شما بیاورم. در کتاب نهج البلاغه است. یکی از صحبت های آقا امیرالمؤمنین که در نهج البلاغه است که دکتر صبحی صالح محقق آن است، دارالکتب لبنان، بیروت، در صفحه 503 حضرت می فرمایند که فَوَاللَّهِ مَا زِلْتُ مَدْفُوعاً عَنْ حَقِّي مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ. به خداوند قسم از بعد از رسول خدا صلّی الله علیه وآله تا به امروز همیشه از حقم دفع شده هستم. حقم را به من نداده اند. مُسْتَأْثَراً عَلَيَّ. یعنی کسانی را نسبت به من مقدم کردن، در این که حق خودم بود، مُنْذُ قَبَضَ اللَّهُ نَبِيَّهُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ اله از وقتی که خداوند پیامبر را قبض کردحَتَّى يَوْمِ النَّاسِ هَذَا‌. تا به امروز. این صریح است که حضرت علی علیه السلام اعتقاد داشتند که حق خودشان بود و حقشان را گرفتند. یا در خود کتاب نهج البلاغه در صفحه 102 این کتاب می فرمایند که : لقد علمتم أنّى أحقّ النّاس بها من غيرى همه شما می دانید که حق مال من است و من اولویت دارم. حق مال من است نسبت به خلافت.

مجری:

همه اینها که مصداق بیان بحث حق ضایع شده آقا امیرالمؤمنین است. پس چطور می گویند که تا حال خودشان نگفته اند؟

استاد هاشمی:

متاسفانه بعضی ها یا مطالعه ای ندارند و یا اینکه بعضی از وهابی ها با غرض ورزی این را مطرح می کنند. در کتاب تاریخ مدینة دمشق، ابن عساگر است. چاپ دارالفکر بیروت. در جلد 42 این کتاب در صفحه 433 قصه روز شورای شش گانه که در زمان خلیفه دوم تأسیس شد برای انتخاب خلیفه سوم. آنجا صحبت هایی شد. حضرت علی علیه السلام حاضر بودند و صحبت کردند. فرمودند: بایع الناس لابی بکر مردم با ابی بکر بیعت کردند و أنا بالله أولی منه و احق منه. به خداوند قسم من اولی هستم و حق مال من است. فسمعته و اطعته. پس من هم حرف گوش دادم و اطاعت کردم، چرا؟ مخافة ان یرجع الناس کفارا.  برای اینکه مردم هم مرتد نشوند و از دین بیرون نروند، من هم اطاعت کردم. یضرب بعضهم رقاب بعض. به خاطر اینکه وحدت و یکپارچگی امت محفوظ شود من اطاعت کردم. ثم بایع الناس عمر. و همین طور امام سلام الله علیه نام می برند. این صریح و واضح است که حضرت علی سلام الله علیه اعتقاد داشتند که حق مال ایشان است.

مجری:

تلفن داریم. جناب آقای سعید از تهران.

سلام علیکم دوست بزرگوار.

تلفن:

سلام علیکم.  شب شما بخیر. خیلی ممنون از مطالبتان. استاد هاشمی یک کلیپی از شبکه ی اهل سنت و یا شاید به قول شما وهابی پخش کردید. دو کارشناس دو حرف ضدو نقیض در مورد آیه قرآن عنوان کردند. برداشتشان بود. من الان می خواهم بدانم که تقسیم بندی جناب عالی کدام یک از این کارشناس ها وهابی اند  و کدام سنی اند. من می خواهم این را بدانم.

استاد هاشمی:

خودشان هم اعتراف دارند که وهابی هستند. اهل سنت نیستند. چون اعتقاداتی که می گویند با اعتقادات همه مسلمانان اهل سنت و شیعه فرق دارد و متفاوت است. این یک مطلب.

مطلب دوم اینکه ما هم مطلبمان این است که خود وهابیت دچار تناقض هستند. حرف های ابن تیمیه را ببینید که وهابیت هر چه دارند از او گرفته اند. حرف های شاگردان ابن تیمیه. و وهابیت امروز از بن باز و آل شیخ و دیگران ببینید هر کدام با دیگری اختلافات اساسی و تناقضات فاحشی دارند.

تلفن:

عرض به خدمت شما که در مورد ولایت که فرمودید، حدیث ولایت را شما کامل توضیح دادید، من نهج البلاغه را چند بار خوانده ام. نهج البلاغه گزیده سخنان، پندها و کلمات حضرت علی است. در مورد این غدیر خم ایشان حتی یک بار صحبت غدیر خم در این نهج البلاغه نمی کند. شیعه غدیر خم را جشن می گیرد و عید می گیرد. مهمترین عید شیعه عید غدیر است ولی حضرت علی حضرت هم چنین چیزی را نمی شناخته است. یا مشکل در این است که جناب عالی دارید مبالغه می کنید یا اینکه دیگران متوجه نشده اند که چه خبر بوده است؟

استاد هاشمی:

آقا سعید من یک سوال از شما بپرسم. شما هر مذهبی که دارید، شیعه، سنی، وهابی. نمی دانم.

تلفن:

من شیعه هستم.

استاد هاشمی:

منابع حدیثی شما چه کتاب هایی هستند.

تلفن:

منابع حدیثی ما کل کتاب های شیعه و کل کتابهای شیعه و سنی. اما به شرطها و شروطها.

استاد هاشمی:

بر فرض چون این حدیث در بخاری نیست، پس من این را قبول ندارم. مثلا در مسلم آمده است و در بخاری نیامده است. می گویید که چون در بخاری نیامده است، پس نمی تواند ابوهریره یا فلان شخص این حرف را زده باشد، هر چند که در مسلم یا در جاهای دیگر آمده باشد. به نظر ما این حرف علمی است که چون که حضرت علی بر فرض با اینکه داریم، بر فرض حضرت علی در نهج البلاغه از ولایت صحبتی نکرده اند، پس حدیث ولایت دروغ است؟

تلفن:

استاد هاشمی همان حدیث ولایت را شما کامل توضیح دادید کلمه مولی را و تفاسیر مختلف را آوردید. در همان حدیث ولایت می گوید که اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. همه جا بحث دوستی و دشمنی است. خدایا دوست باش با دوست علی و دشمن باش با دشمن علی. شما که مسلط به ادبیات عرب هستید. وقتی که اینجا بحث دوستی و دشمنی است، عطف می شود به همان قبلی که من کنت مولاه فعلی مولاه. چنین به نظر می آید. هم با سخنان حضرت علی به نظر می آید و با همین حدیث به نظر می آید که بحث بحث دوستی است. چون که حضرت علی هم عملا در نهج البلاغه بحث ولایت الهی را رد کرده است. واضح رد کرده است.

استاد هاشمی:

آقا سعید الان نقطه بحث است. بحث همین حدیث ولایت و بعد برویم دوباره نهج البلاغه. در حدیث ولایت در مسند احمد بن حنبل است که می گوید اسناده صحیح. می فرماید:أتعلمون أنی اولی بالمؤمنین من انفسهم. این را چرا پیامبر فرمودند؟ این اقرار را چرا از مردم گرفتند؟ مقصودشان از این اولی چه است؟

تلفن:

اولی یعنی بالاتر و برتر.

استاد هاشمی:

بعد فرموده اند که من کنت مولاه فعلی مولاه. این مترتب بر آن مقدمه است. یعنی آقا رسول الله یک مقدمه ای را آورده اند و بعد بر اساس آن مقدمه فرموده اند که من کنت مولاه فهذا مولاه. تمام شد. بعد دعا کرده اند و فرموده اند که اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. این ولایت. ما نگفتیم که ولایت در لغت منحصر در سرپرستی است. ما گفتیم که معانی مختلفی دارد و هر معنائی در مقام قرینه مشخص می شود که چه مرادی مقصود گوینده است. در اینجا پیامبر از دو ولایت صحبت کرده اند. ولایت اول من کنت مولاه با قرینه أولی بکم من انفسکم مشخص شد که ولایت سرپرستی است. ولی ولایت دوم با قرینه عاد من عاده می فهمیم که ولایت محبت است.

مجری:

از طرفی هم جناب آقای سعید عذر می خواهم. به نظر ما تناقضی بین این وجود دارد که اگر شما یک کسی را به عنوان مدیر قبول دارید و دوستش دارید، مدیر شما هست ولی همزمان بر این هم معتقد هستید که نباید با او دشمنی کنید و کسی که دشمن او است جلویش بایستید.

تلفن:

دقیقا حرف شما هم درست است. من این را قبول دارم. من از فرمایشات حضرت علی خدمت شما عرض می کنم. ایشان اصلا چنین چیزی را نمی شناخته است. با این آب و تاب که حضرت استاد هاشمی می فرمایند، حضرت علی چنین تعابیری را برای خودش متصور نبوده است. نهج البلاغه که مورد قبول همه ما است.

استاد هاشمی:

آقا سعید شما فرمودید که منابع من کتاب های اهل سنت و شیعه هستند. در منابع اهل سنت نیامده است ه خود حضرت علی به حدیث غدیر استناد کرده باشند؟

تلفن:

استاد هاشمی من عرض کردم که هم شیعه و هم سنی. اگر ما می خواهیم بحث سندی کنیم، من یک انتقادی که به جناب عالی دارم.

استاد هاشمی:

شما منکر حدیث غدیر هستید یا اینکه در دلالتش سوال دارید؟

تلفن:

من یک انتقادی به شما در مورد فقه الحدیث داشته باشم. در مورد انتخاب احادیثی که چه د رشیعه و چه در سنی می آورید من یک انتقاد بسیار بزرگی به شما دارم. هر حدیثی که به زعم شما و به نظر شما با عقائد شما جور در بیاید، می گردید راویان را تک تک تعدیل می کنید. یکی را پیدا می کنید که گفته باشد که این آقا خوب بوده است. اگر یک حدیثی باشد که بخواهید بر اساس آن استناد کنید که دوباره مذهبتان را ثابت کند، پیدا می کنید علمایی را که جرح کرده باشند. این می شود یک نوع سلیقه ای.

مجری:

جناب آقای سعید پاسخ استاد را شما ندادید.

تلفن:

به عرض من در مورد این مساله رسیدید؟

استاد هاشمی:

این را یک وقتی باید بحث کنیم.

سلیقه ای نیست. باید در جای خودش بحث شود. برای مشا ثابت می کنیم که منهج و مبنای ما و روش ما سلیقه ای و ذوقی نیست. بر عکس ما داریم از وهابیت که الی ما شاءالله ذوقی و سلیقه ای بحث کرده اند.

تلفن:

استاد هاشمی چرا شما یک کتاب حدیثی برای خودتان درست نمی کنید؟

استاد هاشمی: 

اینها را بگذاریدکنار. بحث ما در حدیث غدیر بود. آیا شما قبول دارید که حدیث غدیر صحیح است و حضرت علی هم به آن استناد کرده اند؟ حضرت علی این را یاد کرده اند یا نه؟

تلفن:

حدیث غدیر کاملا صحیح است. من خودم کاملا ایمان دارم که چنین اتفاقی افتاده است اما حضرت علی به اتفاق کلی صحابه حتی عمار، مقداد و ابوذر همین سه چهار نفر که شیعه می گوید که غیر اینها همه مرتد شدند همین ها هم چنین چیزی را برداشت نکرده اند. اگر شما سند دارید بفرمایید.

استاد هاشمی:

چه برداشت نکرده اند؟

تلفن:

امامت الهی برداشت نکرده اند که در این منظور پیامبر امامت و خلافت من عندالله بوده است.

استاد هاشمی:

روایتش را داریم که خود اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام و خود حضرت علی بعد از قضیه سقیفه چون مشغول دفن پیامبر بودند نبودند. ولی بعدا خود حضرت علی احتجاج کرده اند و استناد کرده اند به حدیث غدیر.

تلفن:

احتجاج کرده اند، احتجاج به چه بوده است؟ امامت الهی.

استاد هاشمی:

حتی امامت الهی را.

تلفن:

اگر شما یک حدیث به من نشان دهید من همه حرف های شما را قبول می کنم.

استاد هاشمی:

یک بار بحث کردیم. من از کتاب سلیم بن قیس برای شما آوردم. علامه مجلسی هم آورده است.

تلفن:

استاد هاشمی سلیم بن قیس که آدم کذابی است. ابان ابی ایوب هم از آن کذاب تر است.

استاد هاشمی:

آقا سعید شما یک منبع بیاورید از رجال شیعه که گفته است که کذاب است.

تلفن:

اگر به جای یک دانه پنج تا بیاورم،

استاد هاشمی:

یک دانه کافی است.

تلفن:

ابن غضائری گفته است که کذاب است.

استاد هاشمی:

ابن غضائری کجا گفته است؟ اصلا ما رجال ابن غضائری نداریم. اصل کتاب رجال ابن غصائری ثابت شده نیست برای ایشان است. دو ابن غضائری نگفته است که کذاب است. ابن غضائری در این کتاب که منسوب به ایشان است و اصل این کتاب هم در محل شک است، ابن غضائری گفته است که شناخته شده نیست. نگفته است که کذاب است.

تلفن:

ابن طاووس گفته است.

مجری:

جناب آقای سعید من خیلی عذر می خواهم محضر شریف شما. با توجه به اینکه زمان ما بسیار محدود است. و با توجه به اینکه بالاخره یک بعد قضیه هم این است که فضای مباحثه که الان ایجاد شده است و فوق العاده فضای خوبی است که در عین رفاقت شما نظرتان را می گوییدو استاد نظرشان را می گویند، ولی باید قبول کنید که زمان ما محدود است و نمی شود الان به تمام جنبه ها و به تمام منابع به هر حال اکتفا کرد. این را شما می دانید و من هم می دانم و همه دوستان هم که حاضر هستند و دارند می شنوند می دانند. ما زمانمان واقعا محدود است. جناب آقای سعید من از شما و دوست قبلی آقای قاسمی تقاضا می کنم که حتما حتما به پایگاه شبکه جهانی ولایت و آرشیو صوتی و تصویری و البته متنی بحث برنامه فرکانس تاریکی مراجعه کنند و ان شاء الله پاسخشان را بشوند و ببینند. اما اگر این چنین اتفاقی باز هم نیفتاد. ما سعی می کنیم که در برنامه بعدی اولویت را برای شما قرار دهیم. یعنی این قول را از طرف خودم می دهم. اگر اجازه دهید من با شما خدحافظی می کنم جناب آقای سعید.

استاد با شما هستیم.

استاد هاشمی: 

نسبت به قضیه سلیم بن قیس ما یک عالم نداریم که نسبت به سلیم گفته باشد که کذاب است. به هیچ وجه نداریم. بلکه مورد اتفاق همه رجالیون شیعه اینکه سلیم بن قیس شخصیت با عظمت و با جلالتی دارد.

مجری: 

کاتب اسرار آل محمد.

بسیار عالی.

استاد هاشمی:

مطلب اول.

مطلب دوم اینکه رجال ابن غضائری همه رجالیون شیعه اتفاق نظر دارند که این کتاب منسوب به ایشان است و بیانگر نظر خود ابن غضائری نیست. آنچه از همین کتاب در کتاب های رجالی شیعه نقل شده است، آن مقدار مثلا نجاشی نقل کرده است که از شاگردان او است. شیخ طوسی اگر نقل کرده است،      آن مقدار صحیح است. اما چیزی که در کتاب فعلی است، پیدا شد و چاپ شد و مشخص نیست که واقعا نظریات خود ابن غضائری باشد.

مطلب سوم حتی در این کتاب ابن غضائری نگفته است که سلیم بن قیس کذاب و دروغگو است. بلکه گفته است که ناشناخته است. برای خودش ناشناخته بود، این دلیل نمی شود که اگر برای ابن غضائری ناشناخته بوده است، برای دیگران هم ناشناخته باشد.

مجری:

بسیار عالی. متشکرم از حضور حضرت استاد هاشمی.

استاد هاشمی:

اگر وقت بشود که در جلسه بعدی خود آقای سعید هم بیایند و نسبت به قضیه غدیر از نگاه امیرالمؤمنین در نهج البلاغه و دیگر کتب بحث کنیم.

مجری:

حتما. طبق صحبتی که کردیم این قول را به ایشان دادیم  و این فضا واقعا فضای قابل انعطاف است و حتما حتما در نظر شما هم دخیل خواهد بود.

متشکرم از اینکه ما را تحمل فرمودید. تقریبا یک ساعت و نیم بحث داغ امشب با شما عزیزان بودیم. بیش از این شما را اذیت نمی کنیم.

الهی چنان کن سرانجام کار                                تو خشنود باشی و ما رستگار.

یا علی و خدانگه دار.



حجت الاسلام والمسلمین هاشمی

      ارسال نظر

*:نام ونام خانوادگي
*:پست الکترونيکي
*:متن نظر